تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
زن مىباشد و اين‌كه مىگويد : « مگر آمادگى روحى و جسمى يك زن در اين جريان اصلًا مطرح نيست ؟ » پاسخ آن در مدارك كتاب و سنّت اين است كه اطاعت وقتى واجب است كه زن عذر شرعى نداشته باشد مانند اين كه در ايام عادت باشد يا اجابت حرجى باشد يا تكليف دينى مهم‌ترى مزاحم باشد . * * * نويسندهء نامبرده از جمله اعتراضاتى كه به تفسيرالميزان دارد مىنويسد : « در سرتاسر تفسير آيات مربوط به تعدد زوجات دلايلى براى لزوم تعدد زوجات آورده شده ، از جمله دلايلى نظير افزون بودن مرد نسبت به زن ، ازدياد شهوت مرد نسبت به زن و غيره ، سپس در صفحهء 14 تفسير مىنويسد : « خرج دادن چهار زن مثلًا و فرزندانشان با مراعات عدالت در معاشرت و غيره جز براى برخى از ثروتمندان مردم ميسر نخواهد بود » در واقع گويى با كليهء دلايلى كه براى لزوم تعدد زوجات ارائه شد ، خداوند اين اصل تعدد زوجات را براى گروه ثروتمندان و عياش وضع فرموده است كه توانايى مالى دارد و بقيهء مردان بايد از تعدد زوجات چشم‌پوشى كنند ، زيرا اين قانون در عمل شامل آنها نمىشود . » اين‌ها نسبت‌هايى است ناروا كه نويسندهء نامبرده به اين تفسير داده است . تا اين كه مىگويد : « الميزان دلايلى براى لزوم تعدد زوجات آورده » . دلايلى كه در اين تفسير ذكر شده ، دلايل جواز تعدد زوجات در اسلام است نه وجوب تعدد زوجات و تاكنون كسى از مدارك دينى ( آيات و روايات ) چنين چيزى نفهميده است . و اين‌كه نسبت داده كه در تفسير ذكر شده باشد كه مرد در جامعهء انسانى از زن بيشتر است ، نسبتى است نادرست و در تفسير چنين مطلبى نيست . و اين‌كه نسبت داده كه شهوت مرد بيشتر از شهوت زن است ، اين مطلب در تفسير از نظر تربيت دينى زن در اسلام كه مبنى بر حيا و عفت مىباشد گفته شده ، نه از نظر مقايسهء طبيعت زن با طبيعت مرد و اينكه نقل كرده كه نظر به اين‌كه خرج دادن چهار