تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
و ثانياً : لازم بود در اين مطلب مراجعه‌اى هم به اخبار نمايد كه مبين مقاصد قرآن كريم مىباشد ، زيرا قرآن كريم اگرچه جامع همهء مقاصد اسلام مىباشد ولى آنها در قرآن به‌طور اجمال و اختصار ذكر شده‌اند و بيان تفصيلى آنها به عهدهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اهل‌بيت عليهم السلام بوده در احاديثى كه از آن حضرات نقل شده منعكس شده است . گويا اسلام واقعى كه آقايان از آن دم مىزنند كارى با كتاب و سنت ندارد و آيات قرآن ظاهرشان مراد نيست و مغز آقايان نمىپذيرد و معناى حقيقى آنها هم تاكنون كشف نشده است و به سنت هم نيازى نيست . ثالثاً : نويسندهء نامبرده در بيانات احكام و مقررات دينى ميان حكمت و علت فرق نگذاشته و يكى را به ديگرى خلط نموده است . جهت حكم كه ملاك و مصلحت حكم است گاهى دائمى است كه حكم وجوداً و عدماً داير مدار آن است ؛ يعنى با تحقق آن حكم تحقق دارد و با عدم تحقق آن حكم غير متحقق مىباشد و اصطلاحاً علت حكم ناميده مىشود مانند خاصيت اسكار در مايع كه موجب حرمت مىباشد و حكم حرمت داير مدار آن است و گاهى « اكثرى » است بعضى اوقات تخلف مىكند و با اين همه حكم كلى است و با وجود تخلّف آن حكم ثابت است و اصطلاحاً حكمت ناميده مىشود ، مانند تحرز از اختلاط نطفه كه ملاك وجوب عدّه است و در بعضى موارد تخلف مىكند و با اين همه حكم كلى است ( اين تقسيم در قوانين مدنى نيز كه خود بشر وضع مىكند و در كشورهاى متمدن معمول است و جارى ) و از همين‌جا اشتباه نويسندهء نامبرده معلوم مىشود آن‌جا كه مىگويد : « اگر جهت اين‌كه زن بايد اطاعت و حفظ غيب كند اين باشد كه مرد مهريه پرداخته است نه مسئلهء حفظ نسل و غيره ، بايد در جايى كه فرض شود زن ثروتمند است و هزينهء زندگى خودش و شوهرش را او تأمين مىكند بايد برايش خيانت جايز باشد ، زيرا از شوهر چيزى نگرفته تا به او وفادار باشد » . فساد اين سخن از آن‌جا روشن است كه پرداخت مهريه حكمت وجوب طاعت و
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 328 | السيد محمدحسين الطباطبائي