نيست ، هر كه مىخواهد بپذيرد و هر كه مىخواهد نبپذيرد و كسى در مقابل امر و نهى خدايى سرخود و مختار نيست و در معناى اين آيات رواياتى است بىشمار كه از رسول اكرم و اهلبيت عليهم السلام رسيده است .
نويسندهء نامبرده پس از مقدمهاى كه نقل شد با منطق عقلايى خود به عنوان نمونه خردهگيرى چندى در تفاسير فارسى مىكند از آن جمله مربوطه به تفسير الميزان ( ترجمهء الميزان ) مىگويد :
تفسير الميزان دربارهء
« الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ »
مىنويسد : مراد از فضلاللَّه آن فزونى و امتيازى است كه بالطبع مردان بر زنان دارند ، يعنى زيادتى قوهء تعقل . . . .
و سپس در سطور پايينتر ادامه مىدهد : « از عموم و توسعهء علت قيمومت مردان معلوم مىشود كه قيمومت منحصر و مخصوص به مورد زن و شوهر نيست بلكه دامنهء آن تمام نوع مرد و زن را مىگيرد و در تمام جهاتى كه زندگانى آن دو را به هم پيوند داده ، يعنى جهات اجتماعى همگانى مانند حكومت و قضاوت و دفاع ، زيرا اين جريانات با مسئلهء تعقل كه در آن مردان بالنسبه بيش از زنان است ارتباط و نسبت مستقيم دارد . »
بعد مىگويد : « توجه مىفرماييد كه بر طبق تفسير الميزان خداوند مىفرمايد : زن از لحاظ قدرت عقلانى ضعيفتر از مرد است و احتياج به قيم دارد . انتظار داريد اينچنين بينشى از اسلام را دختران جوان آزادانديش از اسلام بشنوند و اسلام را به كنارى نگذارند . اينگونه سخن گفتن از يك مفسر قابل بخشش نيست . »
نويسندهء نامبرده پس از سطرى چند دوباره مىگويد : « طبق تفسيرالميزان در واقع زنان موجودات كم رشدى هستند ( از لحاظ عقلانى ) كه احتياج به قيمومت دارند . »
عبارتى كه نويسندهء نامبرده از تفسيرالميزان در معناى آيهء
« الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ »
هم نقل مىكند صريح است در اينكه « در جامعهء بشرى متصدى ادارهء جهات