اينكه خانمهاى با شرافت تن به متعه درنمىدهند و اينكه زنى كه متعه مىشود منفور مىگردد ، تا آخر .
خوانندهء گرامى خود عنوان مطلب را ( مفاسدى كه از عمل متعه ناشى است ) با خود اين مفاسد چرند كه شمرده و با عداوت عُمَر ختم كرده ، تطبيق نموده ، قضاوت نمايد .
آقاى مردوخ مىگويد : اگر در متعه نظر به مخالفت با عمر نيست ، چه مانع دارد احتياطاً به جاى صيغهء متعه ، صيغهء نكاح جارى سازند و هر زمان هم كه خواستار مفارقت باشند ، با طلاق از همديگر جدا شوند ؟
خوب است از ايشان بپرسند مفاسدى كه براى متعه از راه موقت بودن زمان ازدواج ذكر مىكرديد در همين نكاحى كه زمان مواصلتش يك ساعت يا يك شب يا يك هفته بيش طول نخواهد كشيد موجود است ؛ در اين صورت چه فرقى ميان اين دو عمل است كه يكى را تجويز و يكى را تحريم مىكنيد ؟
و آيا منع متعه در حقيقت مسخره كردن قانون طلاق نيست ؟
آقاى مردوخ در خاتمهء رساله به يكى از دانشمندان كه اخيراً كتابى در متعه نوشته حمله مىكند كه چرا روايتى را كه در تفسير كبير از عمر نقل شده : « متعتان كانتا على عهد رسولاللَّه وأنا أنهى عنهما و أعاقب عليها » تحريف كرده و به اين صورت نقل نموده است : « متعتان محللتان على عهد رسولاللَّه و أنا أحرمهما و أعاقب عليهما » .
خوب بود كه ايشان متذكر حديث نامبرده بود كه در مقالهء روزنامهء كيهان به اين صورت مضحك نقل كرده : « متعتان كانتا على عهد رسولاللَّه و أنا أحرمهما و أعاقب عليهما لحم الحمر الأهليّة و متعة النساء » و به همين اندازه نيز قناعت نكرده ، در رساله نيز اشتباه خود را تكرار نموده است . ( و اللَّه المستعان )
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠٨