تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
ايشان فكر مىكنند كه محيط بحث فقهى يا كلامى مذهبى محيط مجلس سنا يا شوراست ؟ آقاى مردوخ مىگويد : « تجويز متعه چون مخالف قرآن است ، كفر است و قائل آن كافر مىباشد . » ! جاى بسى تأسف است كه يك نفر عمرى را در بحث‌هاى دينى ( ! ) بگذراند ، تازه نفهمد كه در مسئلهء جواز و عدم جواز متعه كه ميان سنى و شيعه خلافى است ، در يكى از دو طرف مخاصم كه قطعاً با حق مخالف است موجب كفرى در بين نيست . و نفهمد كه موجب كفر و خروج از دين يكى از دو امر است : يا انكار يكى از اصول سه گانهء دين : توحيد ونبوّت و معاد يا انكار يكى از ضروريات دين مانند اصل نماز و روزه و قبله بودن كعبه كه انكار آنها به انكار خدا و رسول برمىگردد . و نفهمد كه مسائل مورد خلاف ميان سنى و شيعه كه يكى از آنها مسئلهء متعه است ، نه از اصول دين مىباشند و نه از ضروريات دين بلكه از فروع دين هستند و نظرى مىباشند نه بديهى و ضرورى . در عين حال بسيار مشكل است كه تاكنون به گوش ايشان نخورده باشد كه كسى از مسلمين منكر يك مسئلهء نظرى را كافر معرفى نمىكند . ولى اين مرد چنان كه از آثارى كه از وى در دست است پيداست ، از اين‌گونه بحث‌ها ، نظرى جز تهييج بيچاره مردم ساده‌لوح و دامن‌زدن و مشتعل ساختن آتش فتنه كه قرن‌ها روشن بوده و تازه داشت بر اثر مساعى يك عده دانشمندان منصف خاموش مىشد ، غرضى ندارد . چنان كه در يك رسالهء بسيار كوچك چند جا مكرر مىكند كه شيعه در اين امر جز عداوت عمر ، انگيزه‌اى ندارد . آقاى مردوخ مىگويد : مفاسدى كه از عمل متعه ناشى است از اين قرار است . . . آن‌گاه شروع كرده ده چيز برف انبار مىكند ، مانند اين‌كه متعه به نص قرآن ممنوع است و اين‌كه جواز متعه مولود ضرورت است و اين‌كه متعه با قانون تناسل مخالف است و