ديگرى بگيرد ، با او زندگى كرده و دو ثلث از عمر بعد از ازدواج خود را فقط با او به سر برد . بعثت پيغمبر در دوران بعد از ازدواج بود و پس از بعثت سيزده سال در مكه به سر برد . سپس به مدينه مهاجرت فرموده و برنامهء تبليغاتى خود را شروع كرد .
پيغمبر بعد از خديجه با زنانى ازدواج كرد كه بعض آنها دوشيزه و بعضى بيوه بودند و در ميان آنها جوان و پير هر دو ديده مىشد و اين آزادى در ازدواج هم بيش از ده سال دوام نداشت و پس از آن ازدواج تازه بر آن حضرت حرام شد . « 1 »
با اين ترتيب ، پيداست كه داستان تعدد زوجات پيغمبر را نمىتوان حمل بر زن دوستى و شيفتگى آن حضرت نسبت به جنس زن نمود ، چه آنكه برنامهء ازدواج آن حضرت در آغاز زندگى كه تنها به خديجه اكتفا فرمود ، و همچنين در پايان زندگى كه اصولًا ازدواج بر او حرام شد ، منافات با تهمت « زن دوستى » آن حضرت دارد .
علاوه بر اينكه ما مىبينيم معمولًا كسانى كه عشق فراوانى به زن داشته و تمايل زيادى نسبت به آن ابراز مىدارند ، عاشق جمال و زينت نيز بوده و مفتون غنج و دلربايى مىباشند . علاقهء اين قبيل مردم بيشتر به زن جوان و زيباچهرهاى است كه در بهار زندگى باشد و ما مىبينيم كه هيچ يك از اين خصوصيات در قيافهء روحى پيغمبر اسلام نمودار نيست . او در ازدواجهاى خود به هيچ يك از اين امور مقيّد نبود و لذا ما مىبينيم كه بعد از ازدواج با دوشيزه ، با بيوه هم ازدواج فرموده « 2 » و همچنين پس از
هامش
( 1 ) . تحريم به وسيلهء اين آيه شد :« لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً ». ( احزاب ، آيهء 52 )
( 2 ) . تنها زن باكرهاى كه پيغمبر گرفت ، عايشه بود و پيغمبر او را در مكه بعد از مرگ خديجه عقد كرد و زفاف او بعد ازهجرت در مدينه واقع شد و زنان ديگرى را كهپيغمبر بعد از مرگ خديجه تزويج فرموده و همهء آنها هم بيوه بودهاند عبارتند از : 1 . سوده 2 . زينب بنت خزيمه 3 . حفصه 4 . امالسلمه 5 . زينب بنت جحش 6 . جويريه 7 . امحبيبه 8 . صفيه 9 . ميمونه