خليفه دوم روشن گردد ؟
و ثانياً : سخنى كه خليفهء دوم ( به قول ايشان ) به عنوان ابلاغ حكم خدا و رسول گفته اين است : « دو نوع متعه در زمان پيغمبر بود و من آنها را حرام مىكنم و مرتكبين آنها را مجازات خواهم كرد . آن دو نوع همانا متعهء زنان و متعهء حج مىباشد . »
خوانندگان گرامى خودشان قضاوت كنند كه معناى اين سخن آيا اعلام حكم خدا و رسول است يا تحريم ابتدايى از خود خليفهء ثانى است ؟
و ثالثاً : اتفاقاً اشخاص بىاطلاع كه ايشان مىگويند ، همانا خود صحابه و مخصوصاً بزرگانشان بودند ، مانند على عليه السلام و ابنمسعود و ابن عباس و زبير و خليفهء اول كه دخترش را متعه زبير داد .
و رابعاً : خليفهء ثانى دو متعه را كه نام برده ، متعهء زنان و متعهء حج مىباشد نه متعهء زنان و گوشت الاغ اهلى . شأن ايشان اجل از اين است كه زبان عربى خود را هم نداند و گوشت الاغ را متعه بنامد . البته اين از آقاى مردوخ يك اشتباه عمدى لطيفى است !
آقاى مردوخ مىگويد : « احكام زوجيّت و من جمله نسب و عُده بالاتفاق به متعه تعلق نمىگيرد . »
اين افتراى آشكارى است كه به شيعه زده و با اين همه از ايشان بايد پرسيد كه عبداللَّه بن زبير پسر كه بود ؟
آقاى مردوخ مىگويد : « منع آيهء متعه
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ »
اين است كه اگر از زوجهء خود لذت برديد و دخول كرديد ، تمام مهريهء او را بپردازيد و آيهء شريفه دخلى به آن معناى كه علماى شيعه كردهاند ندارد » .
به ايشان بايد تذكر داد كه به احاديثى كه در جوامع حديث و كتب تفسير در ذيل اين آيه از كبار صحابه روايت كردهاند مراجعه بفرمايند تا بدانند كه پيش از علماى شيعه ، خود صحابه كه عرب و همزبان قرآن بودند همان معنا را كردهاند . اگر طعنى دارند به آنان مىزنند و ديگر به علماى شيعه درس عربى ندهند و بر خلاف عرف و