تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
رسول خود مىفرمايد : « ما براى تو ازواج تو و ملك‌اليمين تو را حلال كرديم » و اگر آن روز متعه حلال بود ، لازم بود او را نيز ذكر كند . » چنان كه گذشت زوجه اعم از دائمه و منقطعه است . گذشته از آن به اتفاق همهء مسلمين تعليم و تخصيص حكم كتاب از راه سنّت جايز و واقع است ، چنان كه خداى تعالى در كتاب خود به عنوان حيوان نجس‌العين تنها خوك را اسم برده و از راه سنت سگ نيز به خوك ملحق شده است و كسى تاكنون نگفته كه اگر سگ نيز نجس‌العين بود لازم بود خدا ذكرش كند ! و نظاير آن بسيار است . آقاى مردوخ مىگويد : « در سال هشتم هجرت در ايام توقف سپاه اسلام در مكه ، دختران و زنان بيوه‌اى كه خود را زينت داده ، به سربازان اسلام نشان مىدادند و آتش شهوت آنان نيز به سبب طول توقف و عزوبت مشتعل مىگشت ، از اين روى رسول اكرم به حكم ضرورت و من باب اكل ميته اجازهء عقد موقت را صادر فرمود . » بايد از ايشان پرسيد كه آيا زبير دختر خليفهء اول را همان روزها به عقد موقت درآورده بود ؟ و عبداللَّه بن زبير كه از اين ازدواج به وجود آمده بود و يكى از صحابهء رسول خدا به شمار مىرود سال دهم هجرت موقع رحلت رسول اكرم مثلًا يك‌ساله بود ؟ گذشته از آن ، آيا راه رفع اين خطر اين بود كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله حكم جواز زنا را صادر كند ؟ يا اين بود كه از تظاهر زنان آرايش كرده و اختلاط بىبند و بارانهء آنان كه به نص قرآن ممنوع است [
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ »
( زنان زينت خود را به مردان نشان ندهند مگر به شوهران و محارم خودشان ) ] جلوگيرى كند تا از اين صورت حكمى از احكام واجب‌الاجراى قرآن نيز اجرا مىشد ؟ گذشته از آن ، مگر جريان فتح مكه چند سال طول كشيده كه سپاه اسلام اين‌گونه عزوبت ( ! ) پيدا كرده ، گرفتار ضرورت شوند ، در صورتى كه با ملاحظهء گرفتارىهاى ديگر رسول اكرم صلى الله عليه و آله در اين مسافرت مانند گرفتارى جنگ حنين و محاصره‌هاى