تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
جهانگير كليسا را از همه‌جا جمع كرده و در ميان چهار ديوار كليساى روم محصور و متحصن ساختند و عكس‌العمل چندين قرن گزاف‌گويى و زورفرمايى و تحميلات عقيدهء كليسا ، در افكارشان چنان اثر سويى گذاشت كه ديگر حقايق دينى را به جز مشتى از خرافات عهد اساطير چيزى تلقى نكرده و واژهء « دين » و « تقليد كوركورانه » را مترادف پنداشته و مىپندارند و البته در جايى كه به آيين مقدس خودشان چنين گمان برند ، معلوم است كه به آيين‌هاى ديگر و از جمله آيين اسلام پس از اين همه تبليغات سوء چه گمان خواهند برد . از طرفى ملل اروپا با قدرت شگرفى كه از راه پيشرفت علمى و صنعتى به دست آوردند ، به منظور تسخير قاره‌هاى ديگر جهان و بسط و توسعه و نفوذ سياسى و سيادت اقتصادى خود از جميع وسايل ممكنه استفاده كرده و بالاخره با موفقيت كامل مردم اين سامان را به برترى علمى و عملى خود معتقد ساخته و مسلم داشتند كه زندگى غيراروپايى هيچ‌گونه ارزشى نداشته و جز تقليد خرافات نياكان بىدانش و بينش چيزى نيست . هر انسان ذى شعورى بايد منطق خدادادى خود را زيرپا گذارده و بىچون و چرا از سبك زندگى اروپايى مشايعت كرده و تبعيت مخصوص نمايد . تبليغات غربى با كمال موفقيت در اذهان ما اين منطق را كاشته كه جايى كه مىتوان اسم جهان به رويش گذاشت ، همان محيط مغرب زمين است و كسى كه انسان ناميده مىشود همان انسان غربى است و زندگى كه سعادت انسانى مرهون اوست همان زندگى اروپايى است . منطق روشنفكران ما اين است . احكام دينى و مقررات اجتماعى كهنهء ما قابل تطبيق با دنياى امروز نيست . براى ما قوانين دنياپسند لازم است . امروز جهان متمدن فلان سليقه را به كار مىبرد ( در اين جمله‌ها مراد از جهان ، همان غرب و از جهانيان غربىهاست ) و هم‌چنين . و از طرفى نيز با كمال تلخى به اين حقيقت بايد اعتراف كرد كه ما در نتيجهء كشمكش‌هاى داخلى و اختلافات و تضادهاى هزارساله و خودخواهى و هوسرانى