مسير سعادت خود هدفى را بايد در نظر بگيرد كه ضمير نوعيّت وى ( عقل و خرد ) او را نقطهء سعادت تشخيص مىدهد نه چيزى را كه عواطف حيوانى مىپسندد .
« يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 1 » .
« وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ »
« 2 » .
اسلام تشخيص مىدهد كه انسانيت يك نوع واحد ممتاز است و مرد و زن هر دو انساناند و در عين حال كه از جهت نرى و مادگى متفاوتاند ، از جهت انسانيت هيچگونه فرقى با هم ندارند ، زيرا هر فرد انسان را اعم از مرد يا زن دو فرد نر و ماده با تناسل خود به وجود مىآورند .
« أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ »
« 3 »
.
« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
« 4 » .
روى همين اصل شرع اسلام زن را نيز مانند مرد جزء كامل جامعهء انسانى قرارداده و هر دو را بهطور تساوى جزء متشارك ساخته و براى زن نيز آزادى اراده و عمل تشريع فرموده ، چنان كه در مرد همين حق را جعل كرده است ولى البته لازمهء جزء كامل بودن فردى از جامعه اين نيست كه هر حقى را كه هر جزء ديگر جامعه داراست و از هر مزيّتى كه فردى برخودار است ، آن فرد نيز دارا و برخوردار بوده باشد ، زيرا با فرض جزئيت ، اختلاف افراد و اجزا در وزن اجتماعى موجب تفاوت حقوق
هامش
( 1 ) . كتاب خدا ( قرآن ) به سوى حق و به راهى يك نواخت هدايت مىكند . ( احقاف ، آيهء 30 )
( 2 ) . و اگر حق از دلخواهىهاى هوسآميز آنها تبعيت كند كار آسمانها و زمين به هم مىخورد . ( مؤمنون ، آيهء 71 )
( 3 ) . هرگز من عمل عاملى را از شما تباه نمىكنم . بعض شما از بعض ديگر است ( همهتان يكى هستيد ) . ( آلعمران ، آيهء 195 )
( 4 ) . اى مردم ما همهتان را از دو نفر نر و ماده آفريدهايم و شما را شعبه شعبه و قبيله قبيله كرديم كه با هم آشنا شده و التيام پيدا كنيد . همه پيش ما يكسان مىباشيد ، گرامىترين شما پيش ما ، تنها با تقواترين شماست . ( حجرات ، آيهء 13 )