خانوادگى است با كسى ندارد ، نه با مردها و نه با زنهاى ديگر و فقط خويشاوندى طبيعى را دارد كه گاهى مانع از ازدواج با پدر و برادر و پسر مىباشد .
البته در ايران باستان با محارم ازدواج مىشده است و در چين و اطراف هيماليا قرابت طبيعى تنها با زن بوده و نسب در وى متمركز بوده كه نتيجه اجتماع چند شوهر بر يك زن بوده و هنوز هم در ميان برخى از آنها همين رسم داير مىباشد و به جاى اينكه فرزند را با پدرش و پدر پدرش معرفى كنند ، وى را با مادر و مادر مادر معرفى كرده و ستون مادرها را مىشمارند .
در ميان اين ملل و اقوام ، زن مالك ثروتى نمىشد مگر گاهى از راه كارى كه با اجازهء ولى مىكرد يا از مهريهء ازدواج ، اگر ولى ، خود تصرف نمىكرد و زندگى زن با كفالت ولى و تحت قيمومت و ولايت وى اداره مىشده است . و از اين راه بوده كه پدر يا شوهر حق هرگونه تنبيه و مجازاتى ( حتى قتل در موردى كه صلاح بداند ) دربارهء زن داشته است .
و سختترين اوقات براى زن وقتى بوده است كه روابط ناپسنديده با يك مرد بيگانه پيدا مىكرده و يا گرفتار عادت زنانه مىشده - كه درين حال مانند يك موجود پليد از وى اجتناب مىكردند - و يا وضع حمل مىنموده و خاصه وقتى كه دختر مىزاييده است .
اگر زن كارى خوب انجام مىداده سود و ستايش آن به حساب ولى نوشته شده و پاداش نيكش عايد وى مىگرديده و اگر كار بد و ناشايستهاى انجام مىداده ، خود مسئول آن بوده و به كيفر و سزاى عملش مىرسيده است .
آرى ، گاه گاهى استثنائاً از راه عطوفت پدر و فرزندى يا مهر و مودّت زناشويى با وصيّت و نظاير آن مالى به وى مىدادند يا مزايايى در زندگى در حقّش قائل مىشدند ولى در هرحال استقلال اراده و عمل نداشت .
به حسب تمثيل ، حال زن در ميان اين ملل و اقوام حال بچهء خردسالى بوده كه
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧٥