وزن اجتماعى و دينى مرد است . « 1 »
و در ساير اديان غير آسمانى نيز اعمال دينى زن ارزش معتنابه يا هيچ ارزش ندارد .
مرحلهء سوم : موقعى است كه اسلام براى زن قرار داده
و اين مقاله بهطور اختصار براى توضيح آن نگارش يافته است . اسلام زن را يك فرد انسانى تشخيص داده و جزئى ( به تمام معنا ) از جامعهء بشرى شناخته و وزنى را كه يك نفر انسان به حسب اندازهء تأثير اراده و عمل خود مىتواند در جامعهء بشرى پيدا كند به وى داده است .
از براى تفهيم نظر اسلام در خصوص زن بايد متذكر شد كه ما اكنون در محيطى زندگى مىكنيم كه دستخوشِ بادهاى مخالف سياسى و امواج متضاد و متباين تبليغاتى است كه با بسط دادن اضطراب و وحشت و مرعوبيّت ، طرز تفكر صحيح را از دست ما گرفته و به نام اينكه بايد از فكر مستقل و درست تبعيّت نمود ، منطق فطرى و خدادادى ما را تبديل به تقليد كوركورانه نموده است .
از طرفى تعاليم بىمنطق و زورگويى و روش ديكتاتورانه و بىرويهء كليسا در قرون وسطى كه قرنهاى متوالى ادامه داشته و انبوه فكرهاى صحيح را زنده در گور كرده و ميليونها نفوس را بىهيچ استحقاقى زير شكنجه كشته و براى حفظ وضع و موقعيت سازمان سست و بىپايهء خود ، اسلام را كه خطرناكترين حريف سرسخت خود تشخيص مىداد با هر تهمتى متهم و با هر رويه و عقيدهء ناشايستهاى به متابعين خود معرفى كرده و هر حقيقت زيبايى از حقايق اين دين پاك را با زشتترين سيمايى جلوه داده است . تا كار زيادهروى و گزافگويى كليسا به جايى رسيد كه در قرون اخير اروپاييان به واسطهء استقلال فكرى كه توأم با نهضت صنعتى در خود يافتند قدرت
هامش
( 1 ) . مجمع دينى فرانسه در سال 586 ميلادى پس از بحث زيادى كه در موضوع زن كرد مقرر داشت كه زن انسان است ، ولى براى خدمت مرد آفريده شده است . و تا حدود صد سال پيش در انگلستان زن جزء جامعهء انسانى محسوب نمىشد و همچنين اكثر اديان قديمه عمل زن را مقبول درگاه خدا نمىدانستند و در يونان قديم مىگفتند : زن يك قذرات و پليدى است كه شيطان به وجود آورده است