در صورتى كه لازمهء انحصار علت فاعلى در خداى متعال اين است كه ما در عالم هستى نشانى از علت و معلول نديده باشيم و رابطهاى ميان دو چيز و دو پديده از پديدههاى جهان جز جريان عادت وجود نداشته باشد و در اين صورت راهى براى اثبات وجود خداى متعال نداريم ، زيرا مفهوم علت و معلول را نيافتهايم كه در خدا اثبات نماييم .
و در صورتى كه هفت تا صفات ذات را زايد بر ذات و قديم با قدم ذات دانستن لازمهاش مستقل بودن ذات و صفات خداى متعال است و در نتيجه نه ذات ، علت صفات خواهد بود نه صفات ، علت ذات و علت همديگر پس هر يك از آنها به ذات خود موجود و غيرمحتاج به ديگرى يعنى واجبالوجود مىباشد و در نتيجه اثبات واجبالوجود اثبات مجموعهاى است از هشت تا واجبالوجود . با اين حال اين آقايان به عقيدهء خودشان وجود خدا را اثبات مىكنند و موحدند و پيروان مذاهب اسلامى ديگر خاصه شيعه به عقيدهشان مشرك ،
« فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ » .
زيارت مشاهد مشرفه
بديهى است گروه بشر از روزى كه در اين خاكدان مسكن گزيده و دست به هم داده و در شاهراه زندگى پاى نهاده است پيوسته به افكار و انديشههايى كه از معلم آفرينش ياد مىگرفته ( اگرچه نسبتاً بسيار كم و ناچيز هم بوده است ) تكيه مىداده و مىدهد و در شعاع معلومات و اندوختههاى تجربى خود نشيب و فرازهاى راه تكامل و ترقى را پيموده و هم اكنون مىپيمايد و سعادت و نيكبختى خود را كه منتهاى آرزوى اوست در همين مىداند . ولى در هرحال با نهاد خدادادى خود درك مىكند كه ارزش از آن كار است نه انديشهء خالى و اثر و خاصيتى كه انسان شيفته و دلدادهء آن است به دنبال كردار است نه گفتار و بهترين كرده و استوارترين دليل به راستى و درستى فرضيه يا دعوايى ، اثر مطلوبى است كه در مقام عمل از خود به جا مىگذارد نه