از آنچه گفته شد پاسخ اين شبهه نيز روشن شد ، زيرا :
طبق اخبار متواترى كه از طرق عامه و خاصه از نبىاكرم صلى الله عليه و آله و ائمهء اهلبيت عليهم السلام رسيده كه تاريخ حيات و سيرهء امام غائب عليه السلام را توضيح مىدهد ، آن حضرت فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام امام يازدهم شيعهء اثناعشرى مىباشد كه در سال دويست و پنجاه و شش قمرى در سامرا متولد شده و نظر به اينكه خليفهء وقت تصميم جدّى به قطع نسل امامان اهلبيت و خاتمه دادن به قضيهء امامت شيعه گرفته بود ، به دستور پدر بزرگوارشان ولادت و وجود امام پنهانى بود و از غير خواص شيعه كسى از ايشان خبرى نداشت .
تا شش سال به همين ترتيب بود و پس از آن در سال دويست و شصت قمرى كه حضرت عسكرى فوت كردند ، امامت به آن حضرت انتقال يافت ولى باز آن حضرت در حال غيبت به سر مىبرد و وسيلهء تماسى كه با شيعه داشت اين بود كه به قول علما و محدثين اعتباريه و نائبهاى خاصى داشت كه به وسيلهء آنها توقيعاتى از آن حضرت صادر مىشد و جواب سؤالات داده مىشد .
اين وضع كه زمان غيبت صغرى ناميده مىشود تقريباً هفتاد سال طول كشيد و چهار نفر نائب خاص يكى پس از ديگرى آمدند و رفتند و بعد درِ نيابت خاصه بسته شد و غيبت كبرى شروع شد و رابطهء امام با مردم همان فقها و محدثين مىباشند كه امام به قول آنها اعتبار داده .
و پس از انقضاى غيبت كبرى طبق اخبار ، آن حضرت ظهور فرموده و زمام حكومت اسلامى را به دست گرفته و دنيا را پر از عدل و داد مىكند ، پس از آنكه با ظلم وجور پر شده باشد و پس از ظهور و تسلط بر دنيا با سيرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در دعوت و هدايت عمل كند ؛ يعنى با حضار تماس حضورى و با غير حضار با وسايل مناسب غيبت رفتار مىنمايد .
با اين معرفى كه از تاريخچهء حيات و سيرت امام غايب شده ، شبههء نويسندهء نامه
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٣٠