اگر در تعظيم و احترام آنان مىكوشند ، در تعظيم شعاير « 1 » و آثار خدايى مىكوشند و اگر قبر يا ضريح يا آستان آنان را مىبوسند ، لازمهء محبت و ارادت را به جا مىآورند و چگونه ممكن است محبت خاندان نبوت يكى از فرايض دينى قرار بگيرد و در قرآن كريم به آن تصريح شود « 2 » ولى آثار و لوازم آن ممنوع گردد ؟
و اگر احياناً برخى از مردم سادهلوح از پيشوايان دينى حاجتى مىخواهند يا گشايش كار يا شفاى مريض مىطلبند ، اگر به آنها اعتراض كرده و گوشزد كنيم كسى كه حاجت برمىآورد يا دردمند را بهبودى مىدهد خداست و بس و پيشوايان دين مانند ما بندگان خدا مىباشند ، خواهد گفت ( چنان كه بارها شنيده شده ) كه مراد اين است كه اين بنده مقرّب حاجتم را از درگاه خدا بخواهد يا به اذن خدا برآورد و اين پاسخ چنان كه پيداست ، مبنى بر توحيد است نه شرك .
مشهد - خرداد 1343
محمد حسين طباطبائ
هامش
( 1 ) .« وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ». ( زخرف ، آيهء 86 ) .
( 2 ) .« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ». ( شورى ، آيه 23 )