قطعاً حين زلزله صدها و هزارها قرآن كريم در منازل و خانههاى اهل خراسان و قزوين بود ، آنان را از بلاى نابود كنندهء زلزله حفظ و حراست مىكرد .
از اينجا معلوم مىشود كه هر فروبردن زمين اهل خودش را كنايه از انقراض بنى نوع بشر و برچيده شدن بساط انسانيت است و اتفاقاً خود نويسنده هم ابتدا به همين معنا تفسير كرده ، ولى ذيلًا از تفسير اولى خود غفلت كرده است .
بعد مىنويسد : « خندهدار نيست كه ما بگوييم خداى جهان حجت خود را غيب فرموده و در صحنهء زندگى ديگر مردم را ملامت مىفرمايد كه با وجود حجت من چرا ايمان نياورديد ؟ مگر من به شما به وسيلهء حجت خود اتمام حجت نكردم ؟ مردم در عالم آخرت مىتوانند جواب دهند كه خداوندا ، حجت تو ، يعنى دليل ، البته در ميان ما آمد ولى غايب بود ، دليل آوردى ولى دليلت غيب بود آيا به دليل غيبى كه به كسى نرسيده مىتوان مردم را هدايت نمود و اتمام حجت كرد ؟ « فسبحان اللَّه عما يقول الجاهلون علواً كبيراً » ( هر كه چنين گفت خدا را نشناخت ) از اينجا مىفهميم كه ريشهء خرافات و اشتباهات عدم معرفت خداوند تعالى و مقام كبرياى احديت است .
نامه به پايان رسيد . »
پاسخ : از اين آقا بايد پرسيد كه آيا پيغمبرى يا پيشواى ديگر دينى سراغ دارد كه وظيفهء هدايت مردم را داشته باشد و خاصه اگر مأموريتش مأموريت جهانى باشد مانند پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آنگاه با هر فرد فرد از امت در هر حركت و سكون در هر معرفت و حكم حضوراً و مشافهتاً تماس داشته ، خودش بىواسطه به هدايت و تعليم وى در هر پيشآمدى بپردازد ؟ جز اينكه در تبليغ و دعوت و تعليم و هدايت خود طريق عرف و عادت رعايت نموده ، روش عادى را پيش گيرد و آن اين است كه با كسانى كه در دسترس خودش قرار دارند تماس شفاهى حضورى بگيرد و با كسانى كه غايب هستند از راه پيغام يا كتابت تماس گرفته ، هدايتشان نمايد چنان كه در قرآن كريم مىفرمايد :
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٨