پاسخ : آيات زيادى در قرآن كريم هست كه وقتى كه به همديگر ضميمه شوند يا تدّبر كافى در آنها بشود ، خصوصيات ظهور امام غائب ( عجلاللَّه فرجه ) بهطور وضوح به دست مىآيد ، مانند آيهء
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ . . . »
« 1 » و آيه
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا . . . . »
« 2 » و آيهء
« وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ »
« 3 » و آيهء
« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ »
« 4 » و غير اينها با تقريباتى كه در تفسير كرديم در احتجاج طبرسى در يكى از احتجاجات اميرالمؤمنين على عليه السلام جواب اين شبهه را از آن حضرت نقل مىكند مبنى بر اينكه خداى متعال مىدانست كه اگر ائمهء هدى را به صراحت در قرآن كريم معرفى مىفرمود ، دشمنان اهلبيت عليهم السلام به هر وسيله بود آن را از قرآن كريم اسقاط مىكردند و قرآن تحريف مىپذيرفت ، با اين كه خداوند عزّ اسمه وعدهء صريح داده كه قرآن را از تحريف حفظ فرمايد لذا مسئلهء امامت را به نحوى بيان فرموده كه از راه تدبّر در آيات به دست آيد نه به طور صراحت .
گذشته از اينها ، اشكالى كه نويسندهء نامه مىكند نه تنها متوجه امامت امام غائب مىباشد بلكه شامل امامت همهء ائمهء هدى است كه چرا بايد با اهميتى كه امامت دارد نام و نشانشان صريحاً در قرآن ذكر نشود .
بنابراين اشكالى كه كرده مشتركالورود است ، زيرا نظر به آثار ناگوارى كه اختلاف شيعه و سنّى و مسئلهء امامت و انشعاب جهان اسلام به دو فرقهء سنّى و شيعه و دنبالههاى تلخى كه اين انشعاب پديد آورد و خونهايى كه بر اثر فتنههاى اختلاف نامبرده ريخته شد و ضربتها و محروميتهايى كه اسلام ديد ، اگر امامت الهى انتصابى در بين نبود ، ايجاب نمىكرد كه صريحاً در قرآن و بيانات نبوى امامت
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 54
( 2 ) . همان ، آيهء 9
( 3 ) . انبياء ، آيهء 105
( 4 ) . توبه ، 33