دارند چنان كه مىفرمايد :
« قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي »
« 1 » و نيز مىفرمايد :
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ »
« 2 » روشن است كه امر به معروف و نهى از منكر و همچنين دعوت مصداق هدايت هستند و گرچه نامش برده نشده است .
سوم اينكه اثر امامت و پيشوايى چنان كه در نامه نيز اشاره شده ، به صريح قرآن كريم هدايت و راهنمايى است ، چنان كه مىفرمايد :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا »
« 3 » و مىفرمايد :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا »
« 4 » پس اعطاى امامت ، اعطاى هدايت خواهد بود .
چهارم اينكه ابراهيم عليه السلام كه به نص آيهء شريفهء :
« وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
« 5 » ؛
[ و يادآور زمانى را كه پروردگار ابراهيم او را با كلماتى امتحان كرد و ابراهيم آنها را تمام كرد ( درست انجام داد ) . فرمود : به درستى من تو را براى مردم پيشوا قرار مىدهم . گفت : و از ذريهء من ، فرمود : عهد من ( فرمان من ) به ستمكاران نمىرسد . ]
پيشواى مردم قرار گرفته ، امامت و پيشوايى او در آخر عهد ابراهيم عليه السلام بوده كه امتحانات الهى را مانند به آتش رفتن و اعتزال از قوم خود و مهاجرت به فلسطين و قربانى فرزندش اسماعيل به فرجام رسانيده و از عهدهء آنها برآمده بوده چنان كه امتحان بودن قضيهء قربانى اسماعيل عليه السلام را در آيهء كريمهء
« إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ »
« 6 »
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 108
( 2 ) . آل عمران ، آيه 110
( 3 ) . انبياء ، آيهء 73
( 4 ) . سجده ، آيهء 24
( 5 ) . بقره ، آيهء 124
( 6 ) . صافات ، آيهء 106