تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

پاسخ به پرسش‌هايى دربارهء امام زمان عليه السلام

در نامه‌اى كه در انكار وجود امام زمان - ارواحنا فداه - نوشته شده ، نويسندهء نامه به سائل خود خطاب كرده ، مىگويد : « اولًا اين‌كه پرسيده‌ايد : آيا اصولًا بر اين موضوع كه هميشه بايد امامى باشد دليل عقلى است يا خير ، بايد دانست كه گاهى سخن از امام به ميان مىآيد و منظور يك پيشواى الهى است ؛ يعنى امامى كه از جانب خداوند برگزيده و تعيين شده است و گاهى مراد يك پيشواى مذهبى است كه در سطح عالى علم و تقوا قرار دارد و ديگران از راهنمايىهاى او كه از راه تعقّل صحيح در جهان آفرينش و كتاب الهى آنها را به دست آورده استفاده مىكنند و امور اسلامى را به او باز مىگردانند و البته به معناى اخير مسلمانان هميشه بايد پيشوايى داشته باشند ، همان‌طور كه هر مذهب و حتى مسلك سياسى مطلق نيز رهبر و پيشوا و زعيمى دارد . اما در مورد سؤال اول كه آيا مسلمانان هميشه به يك امام الهى نيازمند هستند ياخير ؟ من مىگويم : خير چنين نيازى نيست ، زيرا آن امام الهى كه هميشه زنده و حاضر است و غيبت ندارد و از راهنمايىهايش مىتوان برخوردار شد ، همان قرآن كريم است به دليل آنچه در خود قرآن آمده كه
« وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً »
« 1 » پيش از
هامش
( 1 ) . سورهء احقاف ، آيهء 12
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 218 | السيد محمدحسين الطباطبائي