تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
وسايل و تجهيزاتى كه دارد پيوسته از راه ابقاى وجود و رسيدن به هدف كمالى خود با به كار انداختن همان وسايل و تجهيزات كوشا بوده ، فعاليت مىكند . فعاليت ويژهء انسان در راه مقاصد زندگى فعاليتى است ارادى و از فكرى كه ويژهء انسان است ، سرچشمه مىگيرد . انسان اوضاع جهان و آفرينش و همچنين حوادثى را كه در دسترس وى قرار دارد و هم‌چنين ماده‌اى را كه روى آن كار مىكند تشخيص مىدهدو اعمال و كوشش‌هايى را كه در آنها به امكاناتى اميدوار است از جهت خير و شرّ و نفع و ضرر و بايد و نبايد مىسنجد و پس از اين‌كه كارى مناسب مقاصد حياتى خود يافت و نشان « اين كار را بايد كرد » به رويش زد ، اقدام به عمل كرده ، كار را انجام مىدهد . آنچه ما با نهاد خدادادى خود درك مىكنيم اين است كه تا علل و عوامل يا لوازم و آثار ، چيزى را درك نكند ، به ثبوت و واقعيت آن چيز قضاوت نخواهد كرد و هم‌چنين تا عوامل و موجبات يا آثار و فوايد كارى را از نظر نگذراند ، به انجام دادن آن كار اقدام نخواهد نمود . ما در خودمان عيناً مشاهده مىكنيم كه هر پديده‌اى از پديده‌هاى هستى و هر حادثه‌اى از حوادث جهان به يكى از حواس جلوه مىكند . حتى كوچك‌ترين صدايى كه مىشنويم برگشته از علل پيدايش وى جست‌وجو مىنماييم و هر كارى را كه مىخواهيم انجام دهيم ، تفصيلًا يا اجمالًا علت اقدام خود را و اگر از آن هم غفلت داشته باشيم لااقل فوايد و منافع كار را از نظر مىگذرانيم و بالاخره در مورد تشخيص فكرى نامبرده يك فعاليت فكرى از علل و فوايد به عمل مىآوريم . اين فعاليت و جست‌وجوى فكرى همان است كه به اصطلاح علمى استدلال ناميده مىشود . پس انسان با فطرت خدادادى و موجوديت تكوينى خود يك موجود استدلالى است و طبعاً هم در نظريات علمى و هم در قضاياى علمى خود راه استدلال مىپيمايد . چيزى كه هست اين است : معلومات نظرى و هم‌چنين احتياجات علمى انسان بىشمار و به