بيانات دينى كه به دست ما رسيده راه ديگرى جز همين راه عادى براى رسيدن به اين هدف نشان داده نشده است .
و از همينجا روشن مىشود كه براى تشخيص وظايف و احكام دينى بايد راهى را پيمود كه عقلاى اجتماع براى تشخيص وظايف فردى و اجتماعى از متن قوانين و دستورات كلى و جزئى و معمولى مىپيمايند و به عبارت ديگر يك سلسله قواعدى را كه براى به دست آوردن وظايف و مقررات به كار برده مىشود بايد به كار انداخته ، وظايف و احكام شرعى را از متن بيانات دينى استنباط نمود .
كسى كه اخبار ائمهء دين را سير و تتبّع مىنمايد ، موارد بسيارى را ملاحظه خواهد كرد كه در آنها ائمه دين با صحابه و پيروان يا با مخالفين خود به مباحثه و مناظره پرداخته ، احكام شرعى را از كتاب خدا و سنت پيغمبر صلى الله عليه و آله به طريق معمولى استنباط نمودهاند . اين همان معناى اجتهاد است كه در محاورات امروزى ما جارى است و بنابراين معناى اجتهاد ، به دستآوردن حكم شرعى است از بيانات دينى به طريق نظر و استدلال كه با به كاربردن يك رشته قواعد مربوط ( قواعد اصول فقه ) انجام يابد .
* * * نتيجهاى كه از اين بيانات دستگير مىشود اين است كه يكى از وظايف مقررهء اسلام براى جماعت مسلمين ، تشخيص علمى احكام دين از راه اجتهاد است و بسيار روشن است كه انجام اين وظيفه براى همهء افراد مسلمين امكانپذير نمىباشد و تنها عدهء معدودى قدرت و توانايى انجام اين وظيفه را داشته ، مىتوانند با بررسى بيانات دينى از راه استدلال و نظر و به كار انداختن قواعد استنباط ، احكام و مقررات اسلام را به دست آورند . تعذر اجتهاد در احكام براى همه از يك طرف و وجود تحصيل معرفت به احكام دين براى همه از طرف ديگر ، موجب گرديده است كه در اسلام براى افرادى كه توانايى اجتهاد ندارند وظيفهء ديگرى در نظر گرفته شود و آن اين است
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٢