تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
رفته است و مورد كلام جمعى از بزرگان هم راجع به اين علم ظاهرى است . « 1 » سوم : مراد از عموم علم امام و كيفيت حضورى بودن آن اين نيست كه علم امام احاطه بر تمامى معلومات دارد به نحو عليت و معلوليت ، زيرا واضح است كه علم به اين معنا از خصايص ذات واجب الوجود است كه احدى از ممكنات قطعاً در آن با او شركت ندارد . بلكه مراد از علم حضورى امام ، انكشاف معلومات است نزد او فعلًا ، در مقابل انكشاف شأنى بر او با قوه و اراده كه از آن تعبير آورده‌اند : « لوشاء ان يعلم لعلم » ؛ در صورتى كه مىخواهد و مىداند و احتياج ندارد كه هر وقت خواست بداند مىداند ، چنانچه با اندك تأمل روشن است .
« وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ »
علم خدا عين ذات اوست و به آن نتوان احاطه رسانيد ، پس مراد احاطه به معلومات است و استثنا فرموده و هر مقدارى كه خودش بخواهد به برگزيدگانش از معلومات خود احاطه مىدهد و استثنا قطعاً تحقق يافته است و خدا قادر است هر مقدار بخواهد به پيغمبر و امام به معلومات خود علم دهد و قادر است آنها را به همه چيز عالم نمايد . جلو قدرت غير متناهى خدا را نتوان گرفت . و به جهت رفع اشتباه از بعضى اذهان ساده و سطحى فرق ميان علم خداوند تعالى و علم امام و فعليت آن در اين جا مشروحاً بيان مىشود : 1 . علم خدا قديم و علم امام حادث و موهوبى از جانب خداست . 2 . علم خدا به نحو عليت و معلوليت است و علم امام به نحو انكشاف است . 3 . علم خدا عين ذات اوست ، علم امام زائد بر ذات اوست .
هامش
( 1 ) . و آنچه از سيد علم الهدى و شخ مفيد و شيخ طوسى رحمهم الله دربارهء اميرالمؤمنين و سيدالشهداء عليهما السلام نقل شده و در تنزيه الانبيا و تلخيص الشافى فرموده‌اند تماماً راجع به علم ظاهرى امام است و اگر راجع به آن نباشد خلط بين علم ظاهرى امام و علم باطنى اوست كه كاملًا در زمان‌هاى آن اكابر تحقيق نشده بوده است
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 189 | السيد محمدحسين الطباطبائي