اسباب و مسببات و علل و معلولات عالم پيش مىآيد مىتواند بگيرد ولى آن طور نيست بلكه جلوگيرى نتواند كرد . علاوه اين كه امام مكلف به عمل به علم واقعى نيست گره اختيار دارد بعضى اوقات اگر مصلحت تقاضا كند كه به آن علم عمل نمايد مىكند ولى عالم بودن امام لازم نگرفته كه جلو اسباب و مسببات عالم كون و طبيعت را بگيرد مگر از روى اعجاز آن هم اگر صلاح باشد .
عبدالله بن رافع از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل مىكند :
و قد وجه أباموسى الأشعرى فقال له : احكم بكتاب اللَّه و لا تجاوزه فلما أدبر قال عليه السلام :
و كأنّي به و قد خدع . قلت : يا أميرالمؤمنين ! فلم توجهه و أنت تعلم انّه مخدوع ؟
فقال عليه السلام : يا بني لو عمل اللّه في خلقه بعلمه ما احتج عليهم بالرسل ؛
وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام ابوموسى اشعرى را مىفرستاد ( در داستان جنگ صفين و حكم قرار دادن ابوموسى پس از اصرار مشايخ نهروان ) ، مىفرمايد : مىبينم ابوموسى فريب خورده و عمروعاص به او حيله زده و عليه من رأى خواهد داد . عبدالله گويد :
عرض كردم : يا اميرالمؤمنين ، حالا كه علم داريد ابوموسى فريب خواهد خورد چرا او را مىفرستيد ؟ امام عليه السلام فرمود :
فرزند من ، اگر خدا به علم خود دربارهء خلقش عمل مىفرمود يا فرستادن انبيا و رسل به مردم احتجاج نمىفرمود .
يعنى به علم خود عمل نمىكند بايد انبيا را بفرستد گرچه عالم است كه كدام كس ايمان خواهد آورد و كدام نه . من هم نمىتوانم برحسب علم خود عمل كنم بايد اسباب و مسببات عالم طبيعت از روى مصالح و مفاسد و افعال بشر با اختيار بشر فراهم آيد .
و اين بحث را علامهء كبير و يگانه استاد اكبر آقاى طباطبائى - دام ظله - در رسالهء نفيسهء خود « بحثى كوتاه دربارهء علم امام » به نحو بسيار لطيف و خوبى حل فرموده و از اين جهت لازم دانستم كه پس از استجازه از محضر شريفشان به چاپ آن رساله
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩١