آيات قرآنى در قذارت معنوى در چند مورد استعمال شده
« رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ » .
و در آيهء تطهير برحسب ظاهر اطلاق رجس اعم است ولى مصب و جريان آيهء شريفه ارجاس باطنى است و الف و لام « الرجس » يا براى جنس است يا استغراق در هر صورت افادهء عموم مىكند ولى آن بزرگواران قطعاً خودشان را از ارجاس ظاهرى پاكيزه نگاه مىداشتند و آنچه در اسلام « نجس » است بدون شك از آنها اجتناب مىفرمودهاند .
ارجاس باطنى كه خداوند آنها را از آن پليدىهاى معنوى پاكيزه گردانيده شامل تمامى پليدىها و قذارتهاى باطنى است و تمامى ارجاس معنويه از اوصاف رذيله و صفات مذمومه از گناه و عصيان و جهل و نادانى و حرص و طمع و حسد و بخالت و لئيمى و غباوت و سهو و نسيان و كينهتوزى و عداوت و بىبندوبارى و هر چه از اوصاف مذمومه محسوب است از آن بزرگواران دفع شده است و به عبارت ديگر : آيهء شريفه دلالت بر كبراى كليه دارد و آن عبارت از نفى كليهء ارجاس و پليدىهاى معنوى از اهلبيت عليهم السلام است و هر يك از افراد ارجاس باطنيه از اهلبيت عليهم السلام دفع شده است و آن افراد از ارجاس از مصاديق و صغريات آن كبراى كلى است و منطبق بر آن شده و نتيجهء صحيحه مىدهد و لذا با عبارت عربى شريف كه بهتر مطلب ادا مىشود چنين بايد گفت :
الذنب أوالجهل أوالحسد أو . . . رجس ؛ و كلّ رجس فهو منفى عن أهل البيت عليهم السلام ؛ فالجهل أو . . . منفى عنهم عليهم السلام .
آيا كدام رجس باطنى بالاتر از جهل و نادانى است ؟ پس به موجب آيهء شريفه ، امام بايد به چيزى جاهل نباشد و الا با آيهء شريفه تطهير سازش ندارد و خلاف مدلول مطابقى آيه است ، زيرا جاهل بودن با عموم اذهاب رجس و كبراى كلى منافات دارد .