تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
4 . علم خدا ازلى است ، علم امام در ازل نبود مسبوق به عدم است . 5 . علم خدا محتاج به توجه نيست ، علم امام محتاج به توجه است . 6 . علم خدا لايتناهى و غير محدود است ، علم امام متناهى و محدود است . « 1 » بى نسبت به علم ساير بشر اگر از علم امام لايتناهى تعبير شود مانع ندارد و ممكن است فرق‌هاى ديگرى نيز وجود داشته باشد ولى پس از دقت تمامى آنها به فرق‌هايى كه ذكر شد برمىگردد . با در نظر گرفتن آنچه از فرق ميان علم خدا و امام نگارش يافت شرك و غلوى در بين تصور كردن ناشى از عدم فهم مطلب و بىعلمى و از نقطه نظر به واقع نرسيدن است . و در اين جا شبههء ساده و سطحى كه اغلب اذهان را بعد از آن‌كه گفته شد : « امام به همه چيز عالم است » فرا گرفته و فورى زبان به اعتراض گشوده و گويند : حالا كه امام عالم به علم فعلى حضورى است و مىدانست كه فلان كار چنان خواهد شد پس چرا اقدام كرد ؟ و چرا جلو آن را نگرفت ؟ و چرا به فلان محل رفت تا فلان حادثه واقع شود ؟ پس اگر عالم بود جلو آن حوادث ناگوار را مىگرفت . اين شبهه بسيار سطحى است و به فرمايش محقق طوسى قدس سره : شبهه گاه هست كه بسيار ساده و آسان و رسوخ در اذهان مىكند ولى جواب دقيق و علمى و محتاج به فهميدن واقع مطلب مىشود و شبهه كه به آسانى وارد اذهان شده آن را با دشوارى بايد از اذهان خارج نمود . اين گونه اشخاص خيال مىكنند كه عالم بودن امام جلو حوادث را كه از روى
هامش
( 1 ) . پس از تأمل در آنچه بيان شد و نيز تأمل در فروق مذكوره ، سطحى بودن آنچه اين شهر آشوب در كتاب منسوب به وى به نام متشابهات القرآن گفته روشن مىشود . رجوع شود به كتاب متشابهات ، ص 211 كه مطالب صحيحه را با سقيمه خلط كرده و مطلب حق و صحيح را واضح نكرده است و عظمت آن بزرگوار و تقليد از وى نبايد اذهان را بگيرد . « الحق احق أنْ يتبع »
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 190 | السيد محمدحسين الطباطبائي