تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
حكومت اين‌طور نيست . مسئلهء ولايت مسأله‌اى است كه هيچ اجتماعى در هيچ شرايطى نمىتواند از آن بىنياز باشد و هر انسانى با ذهن عادى خود نيازمندى جامعه را - هرچه كوچك هم بوده باشد - به وجود ولايت درك مىنمايد و از اين روى حكم ولايت يك حكم ثابت و غيرقابل تغيير و فطرى است و موضوعى است كه هر روش اجتماعى استبدادى و قانونى وحشى و مترقّى بزرگ و كوچك و حتى جامعهء خانوادگى در سرپا بودن خود به وى تكيه دارد . اسلام نيز كه پايه و اساس خود را روى فطرت گذاشته ، نهاد خدادادى اسلام را مرجع كليات احكام خود قرارداده است اوليات احكام فطرت را هرگز و بىترديد الغا نكرده ، در اعتبار مسئلهء ولايت كه مورد نياز بودن آن را هر كودك خردسالى نيز مىفهمد مسامحه روا نخواهد داشت . مسئلهء ولايت و اين‌كه جهات اجتماعى زندگى انسانى اداره كننده و سرپرستى مىخواهد از بديهيات فطرت است و چنان كه گذشت آيات قرآنى كه بناى دين را بر روى فطرت مىگذارد ، در اثبات اين‌كه ولايت يك مسئلهء ثابت و غير متغيّر دينى و به اصطلاح از مواد شريعت است ، كافى است . گذشته از آن ، رسول اكرم صلى الله عليه و آله در حال حيات خود شخصاً به سرپرستى جامعهء اسلامى پرداخته و در همهء شئون مختلفهء زندگى مسلمين والىها و سرپرست‌هايى از قبيل ولات و حكام براى شهرها ، قضات از براى خصومت‌ها و دعاوى ، مبلغين و معلمين براى نشر دين و تعليم و تربيت مردم ، جباه و مأمورين براى جمع‌آورى اموال بيت‌المال و امرا براى جنگ‌ها مىگماشت . حتى گاهى كه براى چند روز به همراه لشكر اسلام به عزم جهاد از شهر مدينه بيرون مىرفت ، براى ولايت و سرپرستى مردم جانشينى به جاى خود مىنشانيد ( اينها چيزهايى است كه از راه تاريخ قطعى به ثبوت رسيده است ) . با بررسى اين رويه چگونه مىشود باور كرد كه از بيان مسئلهء ولايت و اين‌كه دين اسلام كه به نص قرآن شريف و اعتقاد خود آن حضرت جهانى و هميشگى است و