هزار جهات اجتماعى و عمومى دارد كه نيازمند سرپرستى است ، سرباز زند ؟ ! يا به واضحات زندگى مانند أكل و شرب عنايت داشته ، امر كند و كارهاى غير معتنابهى كه به صورت طبيعت انجام مىگيرد مانند تخلّى تشريح نموده و صدها حكم براى آن بيان كند ، ولى همين كه به مسئلهء ولايت ( كه تنها روحى است كه اجتماع از آن زنده است ) رسيد ، از بيان آن لب ببندد ؟ ! گذشته از آن ، آيات زيادى در قرآن شريف اين مسئله را تثبيت مىكند ، مانند :
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ »
« 1 » و يا
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ »
« 2 » و يا
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
« 3 » و يا
« وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ »
. « 4 »
و آيات ديگرى كه نظاير اينها مىباشند . البته جماعتى ولايت را در اين آيات به معناى دوستى يا معناى يارى گرفتهاند ، ولى جز اينكه كلمه را از معناى حقيقى مادهء اصلى آن سلخ نمودهاند كارى انجام ندادهاند .
منصب ولايت داراى مسئولى است يا نه ؟
نكتهء چهارم : نتيجهء بحثهاى گذشته اين است كه مسئلهء ولايت يكى از مواد شريعت است كه مانند ساير مواد مشروعهء دينى براى هميشه در جامعه اسلامى بايد زنده باشد . و البته در اين صورت مسئول اقامه و سرپا نگه داشتن اين مقام عموم مسلمين خواهند بود . درحالى كه پيوسته اين مقام با يك يا چند فرد اشغال مىشود .
هامش
( 1 ) . پيغمبر به مؤمنان از خودشان اولى و سزاوارتر است . ( احزاب ، آيهء 6 )
( 2 ) . همانا ولى امر و سرپرست شما تنها خداست و پيغمبر او و آن مؤمنانى كه نماز را به پا مىدارند و در آن حال كهركوع مىگزارند ، زكات مىدهند . ( مائده ، آيهء 55 )
( 3 ) . خدا را فرمان بريد و پيغمبر و كارداران خويش را فرمان بريد . ( نساء ، آيهء 59 )
( 4 ) . مردان مؤمن و زنان مؤمن بعضى ولى بعضى ديگرند ، به نيكى وامىدارند و از بدى باز مىدارند . ( توبه ، آيهء 71 )