اسلام كى و در كدام جامعهء اسلامى به موقع اجرا گذاشته شده تا ما بگوييم جامعهء بشرى يا اكثريت مردم روش اسلامى را نمىپذيرند .
يا بگوييم - چنان كه بعضى گفتهاند - ناشايستگى اعمال مسلمين نشانه و بهترين دليل ناشايستگى روش دينى آنهاست ؟ !
در عين حال ، نظاير اين گرفتارىها و مشكلات را در روشهاى ديگر و مخصوصاً در روشهاى دموكراسى خودمان نيز مىيابيم و بيشتر از نيم قرن است ما حكومت و دستور رژيم دموكراسى را پذيرفته ، در رديف ملل متمدنهء غرب قرار گرفتهايم . عياناً مىبينيم كه وضع ما روز به روز وخيمتر و فلاكتبارتر مىشود و از اين درخت كه براى ديگران پر بركت و پر بار است جز ميوهء بدبختى و رسوايى نمىچينيم . البته اين مشكل به قيافهء سؤال درمىآيد .
جوابش يك كلمه بيش نيست و آن اين است كه ما به قانون اساسى عمل نمىكنيم و از مسماى دموكراسى به اسم آن قناعت نمودهايم . حالا اين جواب چرا در موقع روش دموكراسى درست است و در مورد روش اسلام درست نيست .
و چرا دموكراسى ، مسئولِ تخلّف مردم نيست ، ولى اسلام مسئول است ؟
اين سؤالى است كه ديگران شايد براى وى پاسخى داشته باشند ، ولى ما نداريم .
ثانياً : اگر چنانچه بر اثر پيشرفت مدنيّت ، اسلام موقعيت اجتماعى خود را از دست داده و همانا عصر ، عصر طلايى و دوره دورهء دموكراسى است كه مورد پذيرش اكثريت جهانى مىباشد و پيوسته نيز پذيرفته خواهد شد ، چرا پس از جنگ جهانى اول عدهاى از ملل دموكراسى از اين روش پسنديده روگردان شده ، به رژيم كمونيستى روى آوردند ؟ و روش دموكراسى هر روز يك سنگرى را از دست داده ، عقبنشينى مىكند و كار در اين مدت كم به جايى رسيده كه نيمى از كره به كمونيسم گرويدهاند ؟
اينكه آيا روش كمونيستى مرحلهء تكامل دموكراسى است ، چنان كه دموكراسى مرحلهء تكامل رژيمهاى قبلى بود ؟ و آيا روش دموكراسى در خودى خود مرحلهء
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٩