است و محيط خداشناسى و تقواى دينى كه اسلام به وجود مىآورد محيطى است كه هرگز اكثريت آن عقل سليم را تابع هوا و هوس ، و حق حقيقت را فداى دلخواه نمىكنند و پيوسته نظر اكثريت با حق وفق خواهد داد .
چنان كه محيطهاى ديگرى نيز در سايهء جامعههاى مترقّى و منحط به وجود مىآيد ، خواستههاى اكثريت هر يك از آنها متناسب با عادتهاى مستقر و مقاصد عمومى همان جامعه است . البته هر روشى در آغاز پيدايش خود با خواست اكثريت جماعتى كه در ميان آنها استقرار مىجويد موافق نخواهد بود و اين اختصاص به روش اسلام ندارد و ساير روشها نيز همين حال را دارند . بنابراين ، مؤاخذه روش اسلام به اين جرم كه با تعليم و تربيت بىبند و بارانهء ما ديگر قابل پذيرش نمىباشد مغالطهاى بيش نيست .
ثانياً : سپرى شدن روش اسلامى از ميان مسلمين به اين نحو نبوده كه در ظرف چند سال پيدايش [ زمان رسول اكرم صلى الله عليه و آله ] عمر طبيعى خود را به آخر رسانيده ، زندگى عادى خود را بدرود گفته باشد . تاريخ حوادث صدر اسلام بهترين گواه است كه پس از رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله روش اسلام را كه مشخص آن سيرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله بود از ميان برداشته ، سيرتهاى ديگر را به جاى آن نشانيدند و به فاصلهء كمترين مدتى يك امپراتورى كاملًا عربى به جاى روش و سنت اسلامى نشست . اگر چنانچه نام مرگ و مير به اينگونه از ميان رفتن گذاشته شود ، او را شهادت و كشته شدن بايد ناميد ، نه مرگ عادى .
البته در صورتى كه اسلام در آغاز پيدايش مورد استقبال گرم و پس از چند سالى به مرور از پاى درآمده باشد ، نبايد نام پذيرفته نشده رويش گذاشته شود .
بايد از يك طرف روش اسلامى را از كتاب و سنت و سيرت پاك پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بررسى كرد و از طرف ديگر در صفحات تاريخ روشهاى شرمآور و ننگين حكومتهاى منسوب به اسلام را مطالعهء دقيق نمود ، آن وقت ديد سيرت حقيقى
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٨