تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى » »
« 1 » و
« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ »
« 2 » و
« لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ »
« 3 » و
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ »
. « 4 » و آيات زياد ديگر . البته عده‌اى از دانشمندان حقوق همين نكته را به روش اسلام خورده گرفته ، مىگويند روشى از ناحيهء مردم قابل پذيرش و در ميانشان قابل اجراست كه با خواست اكثريتشان وفق دهد و اسلام فاقد اين مىباشد . به حسب آزمايش نيز ديديم كه قوانين اسلام جز مدت كوتاهى جريان كامل نيافت . ولى روش‌هاى دموكراسى چون به خواسته‌هاى مردم احترام و اعتبار قائل است ، در ميان مردم دوام كرده و قرن‌هاى متوالى است دنياى متمدن را اداره كرده ، روز به روز به استحكام و زيبايى خود مىافزايد و خواهد افزود . حداكثر آنچه در حق روش اجتماعى اسلام مىتوان گفت اين است كه نسبت به استعداد چهارده قرن پيش جامعهء انسانى روش كاملى بوده ، پس از گذشتن چهارده قرن و پيشرفت‌هاى تكاملى كه نصيب بشر گرديده ، اكنون ديگر با فعليت اوضاع جهان انسانى قابل تطبيق نيست .

در پاسخ اين اعتراض مىگوييم

اولًا : اگرچه تأثير موافقت خواست اكثريت در پذيرش تا اندازه‌اى قابل انكار نيست ، ولى خواست اكثريت بىترديد معلول نوع تعليم و تربيت عمومى است و اين مطلب پس از بحث‌هاى اجتماعى و روانى كافى امروز ديگر به حد بداهت رسيده
هامش
( 1 ) . آيا آن كس كه به سوى حق هدايت مىكند شايسته‌تر است كه پيروىاش كنند يا كسى كه خود را نمىيابد جز به‌هدايت ديگرى ؟ ( يونس ، آيات 32 و 35 ) ( 2 ) . پيامبر خود را به هدايت خلق و ( ابلاغ ) دين حق فرستاد . ( صف ، آيهء 9 ) ( 3 ) . همانا آدمى در زيان‌كارى است ، مگر آنان كه به ايمان گرويدند و كارهاى شايسته كردند و يكديگر را به درستىوصيت نمودند . ( عصر ، آيهء 3 ) ( 4 ) . همانا ما آيين حق را براى شما آورديم ، ولى بيشترتان از حق كراهت داشتيد . ( زخرف ، آيهء 78 )