چنان كه معلوم است ، جماعت در اين هزيمت به پرستش بتها برنگشتند و مثلًا نماز و روزه را رد نكردند ، تنها چيزى كه گفتند اين بود كه پس از كشته شدن رسول اكرم صلى الله عليه و آله ديگر براى چه جنگ نماييم . يعنى اگر فرايض دين را كه نيازمند به سازمان اداره كنندهء تشكيل است و در زمان حيات رسول اكرم بوده مىخواستند پس از وى ترك نمايند ، خداى تعالى در خصوص همين نكته توبيخ و ملامتشان مىنمايد و تنها قتل را مورد گفتوگو قرار نمىدهد بلكه پاى موت طبيعى را به ميان كشيده ، تنبيه مىفرمايد كه پس از درگذشت رسول اكرم صلى الله عليه و آله ( خواه با موت ، خواه با قتل ) سيرت و سنتى كه با بعثت ايشان به وجود آمده است مطلقاً بايد محفوظ مانده ، به هيچ وجه ترك نشود ، زيرا آن حضرت رسولى بيش نيست و دين از آن خداست و تا خدا خداست دينش نيز از آن اوست .
پس از رسول اكرم سازمان ولايت على ماكان بايد زنده بماند و جامعهء اسلامى حكومتى برپا داشته باشد . سازمانهاى ادارى تعليم و تربيت و تبليغ و سازمان مالى و دفاعى و اقتصادى و قضايى و غيره جريان خود را ادامه دهند .
چنان كه روشن است آيهء شريفه به دلالت التزام مسلمين ولايت مىدهد كه شئون اجتماعى اسلام را چنان كه در زمان رسول اكرم زنده بوده ، به همان نحو زنده نگاه دارند ؛ يعنى مقام ولايت ، احكام قوانين ثابتهء دين را كه شريعت اسلام ناميده مىشود و هرگز تغيير بردار نيست اجرا نموده و متخلفين را طبق دستورات روشن دينى مجازات كند و براى ادارهء امور كليهء شئون اجتماعى جامعهء اسلامى به نحوى كه مصلحت اسلام و مسلمين مقتضى است ، احكام و فرامينى كه به حسب تغيير مصالح اوقات قابل تغيير است صادر نمايد .
احكامى كه در محيط ولايت جارى مىشود
چنان كه پايان بيان گذشته نشان مىدهد ، احكام و مقرراتى كه در جامعهء اسلامى