و همچنين در آيات بسيارى تذكر مىدهد كه انسان بايد در روش زندگى تابع حق بوده باشد نه تابع هوا و هوس ، حكم عقل سليم را بپذيرد نه حكم اميال و عواطف نفسانى را :
« فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ »
« 1 »
ثانياً : چون مخالفت احكام و قوانين فطرت در حقيقت تضاد و مقاومت عليه دستگاه آفرينش جهانى است و ناچار اين دستگاه عظيم با نيروى شگرف خود با همين انسان ناچيز مخالف دست و پنجه نرم كرده ، خواه و ناخواه او را با نابود ساختن يا مطيع نمودن به جريان موافق خواهد انداخت ، بايد انسان مخالف دين فطرت منتظر روزى سخت و عذابى ناگوار و دردناك بوده باشد ؛ چنان كه آيات پس از آيهء مذكور در سورهء روم به همين مطلب اشاره مىنمايد .
* * * برمىگرديم به سوى اصل مطلب : روى همين اصل كلى ( پايهء اسلام روى فطرت گذاشته شده است ) احكام ضرورى فطرت ، در اسلام امضا شده و يكى از ضروريات و واضحات احكام فطرت به معنايى كه بيان كرديم ، همان مسئلهء ولايت است و به واسطهء نهايت وضوح مطلب بوده كه در زمان حيات رسول اكرم صلى الله عليه و آله و خاصه پس از هجرت به اينكه همهء طرق و شعب ولايت از قبيل ادارهء امور مردم و نصب ولات و قضات و ادارهء صدقات و اوقاف و تعليم و تربيت عمومى و ارسال مبلغين و غير آنها عملى مىشد مسلمين از اصل لزوم اين معنا ، سؤالى نكردند به اينكه از بسيارى از امور غير مهمه مانند حيض و اهله و انفاق سؤال شده و آياتى از قرآن كريم در خصوص آنها موجود است و همچنين جريان واقعهء سقيفه بهترين گواه اين مطلب است . در روز رحلت كه هنوز جسد مقدس رسول اكرم صلى الله عليه و آله به خاك سپرده نشده بود ، عدهاى از مهاجرين و انصار صحابه ، جسد مقدس را رها كرده و در سقيفهء بنىساعده
هامش
( 1 ) . از حق كه بگذرى جز ضلالت چيست ؟ ( يونس ، آيهء 32 )