اظهار بىاطلاعى مىكنند و مىگويند پس از مرگ از حال امت خبر نداريم .
اگر معناى آيه اين باشد كه اعمال امت براى ما پس از مرگ غيب بوده و ما از غيب بىخبريم ، اين اشكال در اعمال امت پيش از مرگ نيز مىآيد ، زيرا حقيقت هر عمل تابع صورت آن نيست ، بلكه به موجب خير متواتر بلكه بالبداهه تابع نيّت فاعل مىباشد كه امرى است در باطن انسان و باطن هر انسانى نسبت به انسان ديگر غيبت است ، بنابراين انبيا چنان كه پس از مرگ امتهاشان بىخبر مىباشند ، پس از مرگ نيز از حقيقت اعمال كه غيب است بىاطلاع خواهند بود . در اين صورت شاهد اعمال قرار دادنشان در دنيا چنان كه آيهء
« وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ »
« 1 » و آيهء
« وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ »
« 2 » و آيهء
« وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ »
« 3 » و آيهء
« وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ »
« 4 » با اطلاق خود دلالت دارند لغو و بىمعنا خواهد بود .
پس ناگزير معناى آيه اين خواهد بود كه رسل مىگويند ما علمى كه خودمان مالك آن باشيم نداريم ، علمى كه داريم علمى است كه تو دارى و به ما ياد دادى و به عبارت سادهتر ، تو بهتر مىدانى و آنچه ما داريم همان است كه تو دارى و به ما دادى .
و اما اينكه در ذيل حجت گفته شده كه خضوع به قبور انبيا و ائمه و سرفرود آوردن به آنها و بوسيدن قبور و ضرايح آنان شرك است ، سخنى است بىاساس ، زيرا قبور و آثار آنان شعاير و علامتهايى هستند كه مذكر و ياد آورندهء خدا مىباشند و احترام آنان احترام و توقير و تعزير خداى متعال است . خداى متعال در خصوص رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي
هامش
( 1 ) . همان
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 140
( 3 ) . زمر ، آيهء 69
( 4 ) . هود ، آيهء 18