مسئلهء عصمت
السلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
نامهء گرامى دوم جناب عالى زيارت شد و از مراحم عاليه كمال سپاسگزارى و امتنان حاصل ، مربوط به جوابهايى كه ارسال خدمت شده بود مرقوم فرموده بوديد كه ناتمام مىباشند ، مثل اينكه به متن جوابها درست توجه نشده است .
1 . مرقوم داشته بوديد : « دليل بر اثبات مجردات را براى جوانهاى فاسد مىخواهيم كه منكر خدا هستند و ماورايى براى طبيعت قائل نيستند و دليلى كه در نامه ذكر شده ، فرع اثبات وجود خداست و به درد نمىخورد » .
مسئله ، مسئلهء فلسفى است و به طرق مختلفه اثبات شده است و آنچه در نامه ذكر شده بود اين است كه تجرد صورت علميه را از راه اين كه خواص عمومى ماده ( تغيّر ، زمان و مكان ) را ندارد ، اثبات كنيم و بعد تجرد نفس انسانى را از راه اينكه بىتغيّر مشهود انسان است و اينكه صورت علميه با او قائم است ، اثبات كنيم و بعد تجرّد علّت فاعلى نفس مجرده را از راه اينكه علت بايد اقوى وجوداً از معلول باشد و امر مادّى اضعف وجوداً از مجرّد است ، اثبات كنيم .
برهان مزبور ، برهانى است تام و هيچگونه توقفى به اثبات وجود واجب ندارد ، فقط چون بناست كه به اشخاص غير وارد ، القا شود بيانش را بايد تا حدّى سادهتر و به اصطلاح « عوام فهمتر » نمود .