تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
گاهى به خداى متعال نيز عبادتى مىكردند ، من جمله حج كه از زمان ابراهيم عليه السلام در ميانشان داير بود . پس از آن‌كه عمرو بن يحيى بت‌پرستى را در حجاز رواج داد و همه بت‌پرست شدند و باز هم حج را به جا مىآورند ، نهايت در ميان عمل ، ضمناً خدايان خود را مانند هُبل كه بالاى كعبه بود و اساف و نائله كه بر صفا و مروه بودند ، زيارت مىكردند و قربانى تقديم مىنمودند و اين عمل جاهلانهء ايشان مانند عمل جاهلانهء عوام بت‌پرستان بود كه به جاى اين‌كه بت را قبله و مظهر قرار داده ، به صاحب بت كه مثلًا ملك است پرستش كنند ، به خود بت كه با دست خود ساخته بودند ، عبادت مىكردند ، چنان كه خداى متعال از كلام ابراهيم عليه السلام نقل مىفرمايد :
« أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ »
« 1 » خلاصه اين‌كه طبق اصول بت‌پرستى - و بر خلاف آنچه در اين حجت سوم گفته شده - خداى متعال نه مدبر امور عالم است و نه معبود و شفاعتى كه به ملائكه مثلًا نسبت داده مىشود . شفاعت مربوط به امور زندگى دنياست و جز تدبيرى است كه ملائكه در آن مستقل و خودمختار هستند نه واسطه و وسيله و به حسب مثل ملائكه در تدبيرشان به منزلهء بنا هستند كه صاحب منزل ساختمان منزلى را كه به او واگذار كند در اين فرض مواد اوّليه ساختمان به عهدهء صاحب منزل است . كه هر چه بنّا در ساختن منزل به آن نياز داشته باشد ؛ از گچ و سنگ و آجر و غيره ؛ صاحب منزل بايد بدهد و تركيب و تأليف آنها به عهدهء بنّا مىباشد . در مورد بحث ما شفاعت به منزلهء خواست بنّا مىباشد و در عين حال جزء تدبير است كه به عهدهء خدايان است . و اما آنچه در اين حجت سوم راجع به اهل كتاب گفته شده كه آنان انبيا و بندگان صالح را پس از مرگ شريك خدا قرارداده و از ايشان حجت مىخواستند و از اين راه مشرك مىشدند ، دعوى بىدليل ديگرى است . . . اهل كتاب يعنى يهود و نصارى و غير
هامش
( 1 ) . صافات ، آيهء 95
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 142 | السيد محمدحسين الطباطبائي