« قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ »
« 1 » و
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها »
« 2 » و نظاير آنها .
و اما حجت دوم كه خواندن را عبادت معرفى مىكند ، در جواب حجت اول روشن كرديم كه خواندن و حاجت خواستن از غير خداى متعال به دو نحو متصور است : حاجت خواستن به دعوى استقلال در تأثير و قدرت ذاتى طرف و حاجت خواستن از واسطه و خواندن او دخلى به شريك شدن او با ذىالواسطه ندارد و بنابراين آيهء كريمهء
« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ »
تنها از دعايى نهى مىكند كه مقارن اعتقاد استقلال در تأثير طرف دعا باشد ، نه از مطلق حاجت خواستن . حتى از واسطه و طريق كه فعل و اثر او بعينه فعل و اثر صاحب واسطه است و حاجت خواستن از او حاجت خواستن از مستقل مفروض مىباشد . علاوه بر اينكه مطلق گرفتن در آيهء كريمه مواردى پيش مىآورد كه شرك نبودن آنها بديهى است ، مانند اينكه مثلًا روزانه به نانوا مىگوييم آقا در برابر اين پول نان بده و از قصاب گوشت و از خادم خود خدمت و از مخدوم خود توجهى مناسب حال و از رفيق خودكارى مربوط به رفاقت مىطلبيم ، زيرا دعا بودن اين خواستها بديهى است و در صورت شرك بودن مطلق دعا ، اشكال روشن است و اينكه بعضى گفتهاند كه اينان چون زندهاند درخواست را مىشنوند ولى انبيا و اوليا پس از مرگ از دنيا و دعايى كه در آن است غافلند ، تنها اشكال لغو بودن اين دعاها را دفع مىكند نه اشكال شرك بودن آنها را ؛ بنا به اطلاق دعا در آيهء كريمه ، علاوه بر اين ، بطلان اين سخن در جواب حجت چهارم خواهد آمد .
و همچنين در آيهء كريمهء
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »
« 3 » خداى متعال امر به اتخاذ وسيله به سوى خود
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 14
( 2 ) . همان ، آيهء 55
( 3 ) . مائده ، آيهء 35