ربالارباب و إله الالههاند و چيزى از تدبير امور عالم به آنها مربوط نيست . در قرآن كريم نيز آياتى به اين مطلب اشاره مىكند ، مانند آيهء
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ »
« 1 »
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ »
« 2 » و آيات ديگرى كه اعتراف بتپرستان را به آفريدگارى خداى متعال نقل مىكند .
و مانند آيهء
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
« 3 » و آيهء
« وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ »
« 4 » منطوق اين آيه اين است كه اگر خدايان متعددى وجود داشت در تدبير اختلاف نظر پيدا مىشد و در نتيجهء اجراى نظرهاى مختلف ، عالم اختلاف و فساد مىيافت . معلوم است كه اگر خدايان استقلال در تدبير نداشتند و فقط واسطه و مجرى ارادهء خداى واحد احَد بودند ، اختلاف نظرى وجود نداشت تا اختلاف تدبير پيش آيد .
از آنچه گفته شد روشن گرديد كه بتپرستان اعم از آنان كه كواكب و روحانيت كواكب را مىپرستند و آنان كه اصنام و ارباب اصنام را مىپرستند ، خداى متعال را اصلًا نمىپرستند و مراسم خاصى كه در عبادت و تقريب قربانى دارند ، مربوط به خدايانشان مىباشد و تنها اميد شفاعت پيش خداى متعال را دارند ، آن هم راجع به امور زندگى دنيا ، نه شفاعت در آخرت ، زيرا آنان منكر معاد مىباشند و قرآن كريم پاسخى كه به آنان در آيهء
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ »
« 5 » مىدهد مربوط به مطلق شفاعت است نه شفاعت در روز قيامت كه منكر آن هستند .
آرى ، اعراب دورهء جاهليت كه غرق جهالت بودند ، بر خلاف اصول بتپرستى ،
هامش
( 1 ) . لقمان ، آيهء 25
( 2 ) . زخرف ، آيهء 87
( 3 ) . انبياء ، آيهء 22
( 4 ) . مؤمنون ، آيهء 91
( 5 ) . بقره ، آيهء 255