هيچگونه استثنا بر قانون عليت و معلوليت جارى مىباشد و نمىتوانيم باور كنيم كه پديده و حادثهاى كه روزى ديگر به وجود مىآيد خود به خود و بىجهت به وجود آمده و جزئى از اجزاى جهان قرار گيرد .
طبق هميننظر و موضوع همآهنگى كه در اجزاى جهان آفرينش مىيابيم ، هرگز شك نخواهيم داشت كه همهء اجزاى جهان در پيدايش و گردش زندگى يك پديده ( هرچه ناچيز هم باشد ) دخالت داشته و مؤثر است . كمترين حركت و جنبشى از كوچكترين ذرهاى از ذرات جهان معلول و محكوم موجودى اجزاى جهان با نيروى فوقالعادهاى كه دارد بوده است و در اين حادثه همهء حوادث موجود جهان و همهء حوادث گذشته تا جايى كه از محاسبهء ما بيرون است سهيم مىباشند . اين حقيقتى است كه فلسفه و علم آن را با رساترين وسايل خود آفتابى نموده است .
و در نتيجه ( ناگزير ) بايد گفت انسان - كه يك پديدهء جهانى و داراى آثار و اعمالى است - پديدهاى است مرتبط به همهء جهان ، به طورى كه هيچگونه استقلالى از خود نداشته است و از وجود و ساختمان داخلى گرفته تا رفتار و كردار و هرگونه گردش زندگى او تحت تأثير عوامل بىشمار و نيروى بيرون از اندازهء جهان هستى كه خود نيز جزئى از آنهاست مىباشد ( يعنى ارادهء آفريدگار و پروردگار جهان . )
انسان در هستى خود مانند قطرهء آبى است كه جزء دريايى بيكران بوده و در شكم امواج خروشان آن در نهايت زبونى بدون كمترين مقاومت و سركشى و بدون كوچكترين امتياز ، تبعيت و فرمانبردارى را انجام داده و بالا و پايين مىرود ، راستى چه اندازه مسخرهآميز و مضحك است كه ما جماعت بشر هواى نخوت در سر انداخته و باور كنيم كه ما نيز استقلالى از خود داشته و با طبيعت مبارزه نموده و به تسخير اين جهان پهناور پرداخته و چرخ گردون را از هر جهت فاتحانه و قاهرانه به دلخواه خود به گردش درخواهيم آورد و پيوسته با پر و بال خيال از اين خوابهاى شيرين به پرواز درآييم . چه استقلال ؟ و كدام دلخواه ؟ و چطور مبارزه و پيروزى و
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢٤