حقيقى اسلام را بست .
البته اين آقايان با كمال تيزبينى نقاط ضعف كار خود را مىديدند و به دست يك عده مزدور ماده پرست كه مورد ارادت عامهء مردم بودند ، فكر واقعبينى و حقيقتشناسى را از مغزهايشان بيرون كشيده و با تزريق و تلقين يك دسته افكار سُست و واهى و بىاثر سرگرمشان مىنمودند و همّتهاى بلند و نهضتهاى مترقى را مىكشتند و خفه مىكردند .
و بر اثر همين سياست ، عامهء مردم زندگى آزادانهء اسلامى را به زندگى بردگان عهد باستان تفسير كرده و آيين پاك و اسلام را همان زورگويىهاى فرمانرواى وقت ( ظلاللَّهها ) و عدالت و امنيت اجتماعى دينى را همان كوبيدن كسى كه به سلطان وقت گردنكشى كند و خاموش كردن هر صداى مخالفى كه بلند شود فرض مىكردند ! و درس حقايق قرآنى بر اثر مساعى آنان در همان مرحلهء الفاظ و حروف و نكات ادبى و يك سلسله بحثهاى پر از تعصب مذاهب متنوعه كه بر اثر اختلافات اوليه پيدا شده بود واقف گرديد و اگر احياناً كسى ( يا كسانى ) سر بلند كرده و با نداى وجدان نامى از حقايق قرآن به زبان مىآورد پاسخش به دم شمشير و چوبهء دار و شكنجههايى كه در كنج زندانهاى تاريك در انتظار آنان به سر مىبرد موكول مىشد ! اينها حقايقى است كه هيچ مورخ منصف نمىتواند پرده به رويش بكشد .
جامعهء اسلامى به انحطاط اخلاقى و خمود فكرى گرفتار شدند و در گرداب جهالت فرو رفتند . اين وضع ديرى نپاييد كه تمدن اروپايى با همهء آرايش خود كه چشم هر بيننده را خيره مىكرد ، از مغرب طلوع كرد .
* * * اروپايىها با همهء وسايل استعباد و استعمار ، كه در رأس آنها آزادى در هرگونه شهوترانى و سلاحهاى مخرّب و هولناك و از همه بالاتر تبليغات قرار داشت ، مجهز بودند و با مؤثرترين وسايل به ما تلقين كافى كردند كه افكار علمى و روش
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢١