مراقبت هستهء ناچيزى را درختى برومند مىكند و همچنين اوست كه به واسطهء توازنى كه در ميان اجزاى جهان برقرار كرده ، براى هر موجودى يك راه رشد و كمال گذاشته كه اگر در آن مجرا قرار گيرد همهء اجزاى جهان موافق و مساعدش هستند و گرنه يك زندگى متناقض پيدا كرده و با مقاومت و مشاجرهء همگانى جهان رو به رو شده و بالاخره وادار خواهد شد كه به سير طبيعى خود برگردد يا به كلى از بين برود ( اين مسئله بسيار قابل دقت است ) .
انسان نيز كه با نوعيت خود يكى از اجزاى آفرينش مىباشد ، دستگاه آفرينش براى وى ساختمان مخصوصى تهيه كرده و زندگى ويژهاى تعيين نموده كه در طى آن با تجهيزات مخصوصى كه دارد نواقص وجودى خود را رفع نموده و به سعادت و كمال خود برسد و البته روشن است كه مقتضاى تجهيزات وى زندگى اجتماعى و حيات دسته جمعى است .
قرآن كريم تشخيص مىدهد كه حيات انسانى حياتى است جاودانى كه با مرگ قطع نمىشود و در نتيجه بايد روشى را در زندگى اتخاذ نمايد كه هم به درد اين سراى گذران و هم به درد آن سراى جاويدان بخورد . راهى را برود كه وى را به سرمنزل سعادت دنيا و آخرت ( هر دو ) برساند . اين روش همان است كه قرآن به نام دين مىنامد و اين روش همان روش خواهد بود كه از نيروى عمومى و اقتضاى كلى دستگاه آفرينش الهام و سرچشمه مىگيرد .
از بحثهاى گذشته روشن شد كه دين از نظر منطق قرآن يك روش زندگى اجتماعى است كه انسان اجتماعى به منظور تأمين سعادت زندگى اتخاذ نموده باشد .
البته نظر به اينكه زندگى انسان محدود به اين جهان پيش از مرگ نيست ، اين روش
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢٦