تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

اسلام و آزادى

اسلام و حريت

گرچه كلمهء « حريّت » و آزادى بيشتر در قرون اخير بر سر زبان‌ها افتاده ، ولى آزادىخواهى انسان مطلب تازه‌اى نيست كه در اين قرون به وجود آمده باشد و هميشه مدّ نظر وى بوده و در اعماق فكر او جاى داشته و جزء آرزوهاى ديرينهء وى محسوب مىشده است . علاقهء انسان به حريّت مانند ساير علاقه‌هاى او ريشهء تكوينى دارد و منشأ آن وجود « اراده » در اوست . انسان مطالب را درك مىكند و ارادهء وى به امورى تعلق مىگيرد و ميل دارد آزاد باشد و به آنچه مورد علاقه و نظر اوست عمل كند و هيچ‌گونه مانعى بر سر راه او نباشد ، و چون اراده از انسان جدا نيست ، لذا علاقهء به حريت و آزادى همواره با او هست . منتها انسان چون يك موجود اجتماعى است و به حكم فطرت و غريزه مايل است كه با ساير افراد همنوع خود در حل مشكلات اساسى تشريك مساعى كند و زندگانى خود را بر پايهء تعاون استوار نمايد ، ناچار است به اصول زندگانى مدنى تن در دهد ، يعنى قوانين و مقرراتى وضع كرده و ارادهء خود را در چهار ديوار آن قوانين و مقررات قرار داده و بالنتيجه از حدود آزادى ارادهء خود بكاهد ، زيرا اگر همهء افراد بشر مطلق‌العنان باشند و ارادهء آنها تابع هيچ‌گونه قانونى نباشد و هر كس آنچه را بخواهد