دامنهدارى دارد كه بسيارى از قيد و بندهايى كه در جهان متمدن كنونى وجود دارد از پاى بشر باز مىكند ؛ يعنى هر ملتى را از قيد هر نوع استعمار و استعباد و سيادت ساير ملل آزاد ساخته و هر طبقهاى از طبقات اجتماع را از بند رقيّت و بندگى و ساير طبقات رها مىكند و از اين رو افراد و جامعههاى قوى و ضعيف و نژادهاى گوناگون را علىالسويّه از آزادى بهرهمند ساخته است و اين بزرگترين آزادى است كه اسلام به بشر عطا نموده است . قرآن مىگويد :
« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
؛ « 1 »
اى اهل كتاب بياييد به سوى مطلبى كه همه در آن اتفاق داريم ، جز خداى را نپرستيم و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيم و جمعى جمع ديگر را ارباب خود قرار ندهيم .
از نظر احكام و دستورات نيز اسلام آزادى معتدلى در استفاده از مباحات و نعمتهاى خداوند و ساير مزاياى زندگى قرار داده و از افراط و تفريط ممانعت نموده است . قرآن مىفرمايد :
« خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »
؛ « 2 »
آنچه در زمين است براى شما آفريده است .
حتى از اين مرحله نيز پا را فراتر نهاده و تمام آسمان و زمين را مسخر انسان دانسته است :
« وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ »
. « 3 »
* * *
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيه 64
( 2 ) . لقمان ، آيه 20
( 3 ) . بقره ، آيه 29