معارف دينى پرداختند . 62
امام اول شيعه ، در « بيست و پنج سال » دوران گوشهگيرى و « پنج سال » زمان خلافت پرمحنت خود ، با لهجهء جذاب و بلاغت خارقالعاده خود ، كه به تصديق دوست و دشمن غيرقابل معارضه و بىرقيب بود ، به نشر معارف و احكام اسلام پرداخت و درهاى بهترين بحثهاى منطقى و آزاد را به روى مردم باز نمود و عدهاى از مردان خدا را از صحابه و تابعين ، مانند « سلمان » و كميل « نخعى » و « اويس قرنى » و « رشيد هجرى » و « ميثم كوفى » و غير آنها ، پرورش داد و البته نمىشود گفت كه اينان با روش معنويت كه داشتند و ذخاير معارف و علومى كه حمل مىكردند ، در جامعه اسلامى هيچ گونه تأثيرى نداشتند .
پس از شهادت پيشواى نخستين شيعه ، كه دوران « سلطنت اموى » با قيافهء هولناك و مستبدانه خود ، شروع شد و « معاويه » و عمال وى پس از آن ساير پادشاهان اموى ، با آخرين نيروى خود عليه شيعه به مبارزه پرداختند و هر جا فردى از شيعه را سراغ مىگرفتند حتى آنهايى را كه به تشيع متهم مىشدند - از ميان برده هر رگ و ريشهاى كه داشت مىزدند و روز به روز كار وخيمتر و فشار شديدتر مىشد .
با اين همه در اين مدت ، پيشواى دوم و سوم و چهارم شيعه ، در زنده كردن و زنده نگه داشتن حقى فروگزارى نمىكردند و در چنين محيطى پر از شدت و محنت ، در زير سايبان شمشير و تازيانه و زنجير ، كار مىكردند و حقيقت تشيع روز بهروز توسعه پيدا كرده روح حق توسعه مىيافت .
بهترين گواه اين مطلب اين است كه بلافاصله پس از اين دوره ، در زمان پيشواى پنجم و ششم شيعه ، كه سلطنت اموى ضعيف شده و رو به انهدام نهاد و هنوز سلطنت عباسى نضج نگرفته بود در زمان بسيار كمى دستى كه گلوى شيعه را فشار مىداد قدرى سست شده راه نفسى پيدا كردند ، رجال و علما و محدثين ، مانند سيل خروشان ، بسوى اين دو پيشواى بزرگوار سرازير شده به اخذ علوم و معارف اسلامى
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩١