مىرفت تا بعضى از حضار به زحمت آتش غضب خليفه را فرو نشانيدند . 58
از ذخاير كتبى كه در كتابخانههاى مصر و ايران قبل از فتوحات صدر اسلام اندوخته شده بود ، پس از فتح ديگر خبرى نيست و اين نيز خود يكى از مؤيدات اين مطلب است كه مقام خلافت عنايتى به پيشرفت فرهنگ و حفظ ذخاير علمى و احياى بحث استدلالى بذل نمىكرده است ، يا خود به اشاره و دستور مقام خلافت ، اين ذخاير از بين برده شدهاند 59 چنان كه قصه سوزانيدن كتابخانهء « اسكندريه » نيز به اين معنا گواهى مىدهد . 60
و در عين حال از يك سلسله بحثهاى استدلالى در معارف دينى گريزى نبود ، زيرا : اولًا : در اثر فتوحات اسلامى روز به روز جامعهء مسلمين توسعه مىيافت و علماى ملل و مذاهب به داخله اسلام روى آورده بحثهاى گوناگون در اطراف معارف اسلامى مطرح مىكردند و مسلمين نيز ناچار بودند كه به بحث پردازند و پاسخهايى تهيه نمايند . و ثانياً : جامعه اسلامى از نخستين روز در داخل خود گرفتار يك عده منافق بود كه هرگونه شبهه و اشكالى را در ميان مردم اشاعه مىدادند و علاوه ، اقليتهايى كه در بسيارى از عقايد فرعى با اكثريت مخالف بودند ، وجود داشتند و گاه و بىگاه بحثها و كشمكشهاى علمى درمىگرفت .
در اثر همين عوامل ، قهراً يك رشته بحثهايى به « صورت علمى » كه بعدها به « علم كلام » معروف شد ، تنظيم شد و علىرغم كراهت يا ممانعت اولياى امور در ميان مردم جريان يافت ، تا بالاخره به جايى رسيد كه عدهاى در اينگونه بحثها متخصص شدند و اولياى حكومت و فقها ، كه با تمام قوا در جلوگيرى از بحثهاى استدلالى مىكوشيدند ! خودشان 61 نيز روى موافق نشان دادند .
ما در مصاحبههاى پارسال ، كه بعد منتشر شد ، تا اندازهاى از طرز و سبك بحثهاى كلامى گفت و گو كردهايم و ديگر حاجتى به اعاده نيست ، جز اين كه يك نكته را ناچاريم در اين جا مجدداً تذكر دهيم و آن اين است كه علم كلام كه از انواع
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٣