روش خلفا
روش « ابوبكر » نسبتاً رويه متعادلى بود ، يعنى نظر او نسبت به جنبههاى لشكرى و كشورى متساوى بود . از نظر قانونگذارى هم ، بيشتر به سنت پيغمبر اهميت داده و با صحابههاى ديگر به « مشورت » مىپرداخت و تا اندازهاى كه صلاح مقام خلافت ايجاب مىكرد ، دنبال سنت نبوى مىرفت و از خود رأى نمىداد .
پس از سركوبى مرتدين « يمامه » و « يمن » فتوحات را آغاز نمود و لشكر را بسيج و به جانب « شام » و « عراق » فرستاد . خليفه دوم درشتخوى و مستبد بود . به رأى قانونگذارى و به آنچه كه خودش صلاح مىديد علاقه فراوانى داشت . قسمت لشكرى را بر همه چيز ترجيح مىداد ، بدون اين كه جهات كشورى و فرهنگى را تقويت نمايد . با زهد و ترك دنيا معروف و با لباس كهنه و نان جوين روزگار مىگذرانيد . نسبت به كارگزاران و حكام بسيار سختگير بود . ( بر خلاف خليفه اول و سوم ) مسألهاى كه بسيار شگفتآور است اين است كه وى به اختلافات نژادى معتقد بود ! و آن را در عمل اجرا مىكرد و مىگفت عجم از عرب ارث نبرد « 1 » و يا مىگفت كه با وجود بردگان عجم ، بردگان عرب را نگهداشتن ، خوب نيست ! و به همين دليل دستور داد كه آنها با « فديه دادن » آزاد شوند ! « 2 »
عثمان برعكس عمر ، خيلى مسامحه كار بود و تجمل دوست ، خوش لباس و ظاهرپسند بود ! و در اثر مسامحهكارى او ، هوسرانان بنىاميه روى كار آمدند . وى به امور لشكرى و كشورى و فرهنگى هيچ اهميت نمىداد و يا آن كه سلطه بنىاميه ، چنين آثارى را از دوران او به يادگار گذاشت !
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 6 ، ص 187 .
( 2 ) . كامل ، ج 3 ، ص 147