ولى متأسفانه در زمان خلفا در بُعد فرهنگى كاملًا غفلت كردند . ممالك اسلامى بسيار گسترش يافت . تا آن جا كه حتى ايران نيز جزء ممالك اسلامى گرديد ، ولى بدون اين كه اندك توجهى به تربيت و فرهنگ شود و مجالى هم نبود ، زيرا فتوحات به تربيت و تعليم مجال نمىداد ! در نتيجه عصبيتها و امتيازهاى قبيلهاى و نژادى و افتخارات جاهليت به جاى خود برگشت . عرب و عجم ، برده و مالك ، قريش و غيرقريش ، اهل حرمين و ديگران ، اهل شام و غيراهل شام ، از هم جدا شدند !
ابتدا عمر در تقسيم بيتالمال فرق گذاشت و عجم را از ورود به « مدينه » منع نمود و عجم را از ارث عرب محروم ساخت و بردگان عربى آزاد كرده و جاى آنها را با بردگان عجمى پر كرد . « 1 »
سپس عثمان براى بنىاميه امتيازهاى خاصى قائل شد . . . و معاويه هم دنبال او را گرفت به حدى كه وضع از زمان جاهليت هم بدتر شد . از همين جا بود كه روايات « فضايل » در فضيلت قبيلهها و مكانها و اشخاص جعل شد . « 2 »
42 . ابوذر چه مىگفت و صحابه چه مىكردند ؟
داستان صحابى بزرگوار « ابوذر غفارى » در جلد 1 اين كتاب ( شيعه ) به تفصيل مورد بحث واقع شده و « علامه امينى » در الغدير ، ج 8 ، ص 299 - 392 ، مفصلًا در اين زمينه قلمفرسايى نموده و حق مطلب را ادا كردهاند . اما براى اين كه نظريه ابوذر كاملًا روشن شود ، به طور اختصار به وضع آن روز اشاره كرده سپس به شرح گفتار ابوذر و سرگذشت وى مىپردازيم .
هامش
( 1 ) . كامل ، ج 2 ، ص 147
( 2 ) . ر . ك : فجرالاسلام و تاريخ الحسين ، تأليف علائلى . ما براى مراعات اختصار ، از ذكر مدارك تاريخى ونتايج فتوحات كذايى صدر اسلام خوددارى مىكنيم