تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
شخصيت اجتماعى داشت ، چرا خود او به خلافت منصوب نشد ؟ 6 . عبداللَّه‌بن عمر در ميان صدها صحابه از مهاجرين و انصار ، چه برترى داشت كه خليفه او را در شورا « حاكم » قرار داد . . . ؟ و مثلًا امام حسن نوهء پيغمبر آن مقام را پيدا نكرد ؟ 7 . اين شش نفر ( جز على عليه السلام كه بر حسب نصوص قرآن مجيد و احاديث نبوى صاحب مقام ارجمند علمى و عملى بود ) در ميان صحابه كرام چه امتيازى داشتند كه آنها لايق اين مقام شدند و بس ؟ مگر ابوايوب حسن بن سعد ، ابوذر ، مقداد ، عباس ، ابن عباس ، ذوالشهادتين ، حذيفه ، سلمان و . . . چه نقصى داشتند كه نتوانستند به اين مقام برسند ؟ 8 . سيرهء شيخين چه امتيازى داشت كه عبدالرحمن اين قدر اصرار به آن دارد ؟ آيا غير از سيره پيغمبر است يا موافق سيره پيغمبر است ؟ اگر موافق سيرهء پيامبر است ، نام بردن از سيرهء آنان چه مفهومى دارد ؟ 9 . اساساً اگر حكومت دموكراسى است و خليفه بايد انتخاب شود ، چگونه و چرا رأى شش نفر در حق همه ملت اسلامى ( از شام و يمن و يمامه و بحرين و عراق و مصر و ايران و . . . ) نافذ باشد و ديگران حق رأى نداشته باشند ؟ چرا به آراى عمومى مراجعه نشد ؟ 10 . اگر حق رأى مخصوص بدرىهاست ، بدرى تنها اين شش نفر نبودند . اگر مخصوص قريش است ، قريش هم فقط اين شش نفر نبودند . . ! و به طور خلاصه ، دليل انتخاب اينها چيست ؟ اين پرسش‌ها ، پاسخ منطقى ندارد مگر اين كه بگوييم خليفه در نظر گرفته بود كه عثمان خليفه شود و به نام او هم تمام نگردد و چون و چرا هم جايز نيست ! زيرا حكم مقام خلافت نافذ است و چاره‌اى جز تسليم نيست . . . . على عليه السلام در روز شورا فرمودند : « سپاس خداى را كه پيامبر را از ميان ما ( بنى هاشم )
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 163 | السيد محمدحسين الطباطبائي