36 . اجتهاد ويژه !
احمد امين در فجرالاسلام بدين معنا تصريح كرده و مىگويد : اين اجتهاد اختصاص به عمر داشت ( در بحثهاى گذشته همين كتاب ، در اين زمينه به بررسى پرداخته و بحث نموديم و « محمدرشيد رضا » در تفسير المنار ، ج 6 ، ص 420 و ج 7 ، ص 68 ، 72 ، 140 ، 429 و 511 درباره اين موضوع بحث كرده است ، مراجعه شود ) .
البته علماى اهل سنت ، مىخواهند با تأويلات يا نقل بعضى اخبار مجعوله ، عمل خلفا را اصلاح و توجيه كنند ، ولى « احمد امين » صريحاً مطلب را بيان كرده و اين نحو اجتهاد را جزو مناقب صحابه و از مدايح آنها و بالخصوص از نبوغ خليفه دوم مىداند . . . .
37 . روش « تابعين » و « شيعيان نخستين » !
جاى ترديد نيست كه مسلمانان صدر اول ، به ويژه « تابعين » كه پيغمبر اكرم را نديده بودند روح تحقيق علمى و تجزيه و تحليل قضايا را نداشتند ، با يك روح ساده داخل در دين مىشدند و در مقابل اوامر و نواهى « سلم محض » بودند و روح تازه مسلمانان آن روز را ، مىتوان به روح پاك كودكان تشبيه كرد . در اين كه گوش محض بودند و فرمان مىبردند ، همواره آيه
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
را تلاوت مىكردند و رواياتى در اطاعت امرا و بزرگان را از زبان صحابه مىشنيدند . « 1 »
روزى كه آفتاب اسلام طلوع كرد و مردم بدين اسلام گرويدند و به گفتارهاى پيغمبر اكرم ايمان آوردند ، قول او را قول خدا و فرمانش را فرمان خدا و اطاعتش را اطاعت خدا و مخالفتش را مخالفت با خدا مىدانستند ، لذا در مقابل اوامر و نواهى او
هامش
( 1 ) . كنزالعمال ، ج 3 ، حديث 2547 - 2605 و ص 197 - 200 ؛ صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 13 - 25 و الغدير ، ج 8 ، ص 120