آورده نمىشود كه « متعه » كرده باشد ، مگر اين كه سنگسارش مىكنم !
34 . پرسشهايى كه به ذهن مىآيد !
مدارك اين مطلب در بحث شماره 28 گذشت ، ولى در اين اجتهاد پرخطر و شگفتآور ، پرسشهايى بر ذهن مىرسد كه به طور خلاصه به آنها اشاره مىكنيم :
1 . چگونه و چرا صحابه كرام - رضىاللَّه عنهم - كه به عقيده خود عمر پيغمبر اكرم از دنيا رفت و از همه راضى بود ، جايزالقتل بلكه لازمالقتل شدهاند . . . ؟
2 . چرا عمر با اين كه « على » را سزاوارترين مردم مىدانست به خلافت انتخاب نكرد ؟ با اين كه علم اميرالمؤمنين و زهد و تقوا و كاردانى و شجاعتش بر احدى پوشيده نبود . « 1 »
3 . چرا خليفه همان طورى كه در نظر گرفته بود ، عثمان را به خلافت نصب نكرد تا اعاظم صحابه از اين خطر بزرگ نجات پيدا كنند ؟ عثمان چه خصوصيتى داشت در ميان صحابه كرام كه مورد علاقه خليفه واقع شد ؟ چرا عثمان را در نظر گرفت با اين كه خودش مىگفت : « اگر عثمان روى كار بيايد مىترسم بنىاميه را بر مردم تحميل كند و مسلط سازد ! »
4 . معاذ و ابوعبيده گوركن مدينه و سالم چه امتيازاتى بر على داشتند كه خليفه مىگفت اگر آنها زنده بودند بدون ترديد يكى از آنها را به مقام خلافت نصب مىكردم . . . . « 2 »
5 . عبدالرحمن بنعوف چه امتيازى داشت كه اين همه اهميت پيدا كرد كه با هر طرفى باشد حق با او خواهد بود و مخالفان آن را بايد كشت ؟ و اگر اين اندازه
هامش
( 1 ) . ر . ك : الغدير ، ج 6
( 2 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 92 ؛ كنزالعمال ، ج 3 ، حديث 2437 - 2452 ؛ الامامه ، ج 1 ، ص 22 ؛ الغدير ، ج 7 ، ص 143 و مسند احمد ، ج 1 ، ص 20