اميرالمؤمنين عليه السلام در صورت استمرار مخالفت گوشزد نمود و حتى خالد را مأمور كشتن على كردند و لكن موفق نشدند . بىشك خالد شمشيرى بود كه عليه مخالفان دستگاه خلافت برهنه شده بود . . . !
33 . مسئله ازدواج موقت
به مدارك اين مطلب در ضمن بحث شماره 28 اشاره شد .
جابر مىگويد كه در عهد رسول خدا صلى الله عليه و آله با يك مشت از خرما و آرد « متعه » مىكرديم و همين طور در عهد ابوبكر تا اين كه عمر آن را قدغن نمود . « 1 »
على عليه السلام مىفرمود : اگر متعه را قدغن نمىكردند ، كسى جز فرد تبهكار ، مرتكب زنا نمىشد . « ابن عباس » به جواز متعه فتوا مىداد . عروه پسر زبير به او گفت : از خدا نمىترسى متعه را جايز مىكنى ؟ ابنعباس گفت : برو از مادرت بپرس ؟ عروه گفت :
ابوبكر و عمر نكردند . ابن عباس گفت : به خدا سوگند ! شما دستبردار نيستيد تا عذاب الهى نازل شود . ما از پيغمبر حديث مىگوييم و شما از ابوبكر و عمر . . . . « 2 »
از اين جا ارزش احاديثى كه دلالت دارد پيغمبر اكرم ابتدا حلال كرده بود و بعداً حرام نمود كاملًا معلوم مىشود ، زيرا به نحوى روشن مىشود كه اين احاديث براى دفاع از مقام خلافت جعل شده است . مسلم در صحيح ، ج 4 ، ص 38 ، روايت كرده كه « ابن عباس » به « متعه » امر كرد و « ابن زبير » نهى كرد ! من به « جابر بن عبداللَّه » قضيه را نقل كردم ، گفت : قضيه توسط من واقع شده است . در حال حيات پيغمبر اكرم ما « متعه » كرديم تا اين كه عمر روى كارآمد و گفت : خدا به پيغمبر خود هرچه را كه بخواهد حلال مىكند . قرآن در وقتهاى نزول نازل شده است . حج و عمره را براى خود به جاى آوريد و نكاح قطعى كنيد ( يعنى مدت تعيين كنيد ) بعد از اين مردى پيش من
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 131
( 2 ) . ر . ك : الغدير ، ج 6 ، ص 208 و النص و الاجتهاد